امروز: شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
کد خبر: 9337
تاریخ انتشار: 11:38 ق.ظ - پنج‌شنبه 2015/01/22
چاپ این نوشته
Share

دکتر یحیی یثربی نویسنده تفسیر روز در مقاله ای نوشت: برای بهره­ مندی از قرآن کریم باید دو مشکل را از پیش پای خود برداریم: یکی توقف در تلاوت و غفلت از آموزش، دیگری برخورد خیالاتی با قرآن.

به گزارش پایگاه خبری مباحث به نقل از خبرگزاری مهر، دکتر سیدیحیی یثربی استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و نویسنده تفسیر روز در مقاله ای به مشکل بشر و به خصوص مسلمانان در بهره گیری از قرآن پرداخته است.

متن کامل این یادداشت اکنون پیش روی شماست:

مقدمه

«وحی»، دست رحمت و عنایت خداوند است که به سوی بشر دراز شده و در دسترس او قرار گرفته است. کار وحی راهنمایی است، یعنی نشان دادن راه درست و روش درست در تمامی جنبه‌های زندگی انسان. وحی در حقیقت یکی از نعمت­های خداوند و یکی از سرمایه­ها و امکاناتی است که در اختیار بشر قرار گرفته است، چنان‌که خداوند، امکانات و منابع طبیعی دیگر را برای استفاده‌ی انسان در اختیار او قرار داده است. منابع و نعمت­های خداوند بی­شمارند، اما همه­ی انسان­ها از این منابع و نعمت­ها به یک اندازه برخوردار نیستند. برای این­که:

یک-­ داشتن به معنی بهره بردن نیست

در این­جا ممکن است ما به این نتیجه‌ی نادرست برسیم که چون وحی خدا در دست ما است، دیگر نباید مشکلی داشته باشیم. چنین تفکری درست نیست، برای این‌که با یک نگرش دقیق و علمی می‌توان دریافت که داشتن منابع ثروت و قدرت، غیر از بهره‌مند شدن از آن منابع است. مثلاً از صدها قرن پیش، کره‌ی زمین دارای ذخیره‌ی نفت و گاز بود، اما انسان تا یکی دو قرن اخیر از آن استفاده نمی‌کرد و در حقیقت نمی‌توانست از آن استفاده کند. همه‌ی محصولات صنعتی امروز همانند رادیو، ماهواره، هواپیما در طبیعت وجود داشت، اما تنها در یکی دو قرن اخیر است که انسان این پدیده‌ها را از طبیعت تولید کرده و از آن‌ها استفاده می‌کند.

بنابراین داشتن وحی، غیر از بهره­ گرفتن از وحی است. ممکن است عده‌ای وحی رهایی‌بخش را در دست داشته باشند، اما نتوانند از آن بهره گیرند.

دو-­ بهره­ مندی نتیجه­ تلاش انسان است

در این­جا می‌خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا در شرایطی انسان از وحی و طبیعت بهره می‌گیرد و در شرایط دیگر نمی‌تواند از آن‌ها بهره گیرد؟ پاسخ این پرسش یک جمله بیشتر نیست و آن این‌که بهره‌مندی نیازمند تفکر و تلاش درست انسان است. امکانات طبیعی و وحی، هر دو ذخیره و منابع انسان‌اند و ذخیره و منابع، به خودی خود به معنی بهره‌مندی نیستند، بلکه انسان برای بهره‌مندی نیازمند تفکر درست و تلاش لازم است. انسان هر چه درست اندیش­تر و پرتلاش­تر باشد، بیشتر بهره‌مند می‌شود و بهتر می‌تواند از ذخایر و منابع خود استفاده کند.

خود چشم و گوش و عقل و هوش نیز از منابع و ذخایر انسان‌اند. عده‌ی زیادی از این منابع بهره نمی‌گیرند و به تعبیر قرآن کریم: «آنان عقل دارند و به کار نمی‌برند و چیزی با آن نمی‌فهمند، چشم دارند، اما به کار نمی‌گیرند تا چیزی ببینند و گوش دارند و با آن چیزی نمی‌شنوند. اینان مثل چهارپایان­اند، بلکه بیراه‌تر از آنان و اینان‌اند که در غفلت و بی‌خبری می‌مانند.»[۱]

با توجه به نکته‌ای که گفتیم، بهره بردن مسلمانان از قرآن که برای همیشه راهنمای انسان‌هاست، نیازمند تلاش و تحول آنان به نسبت زمان زندگی آنان باید باشد. مسلمان قرن بیست و یکم باید چشم و گوش و عقل و هوش این قرن را داشته باشد تا بتواند از قرآن و حتی از طبیعت بهره‌ی لازم را ببرد.

مشکل ما در استفاده از قرآن

 اکنون جای این پرسش است که ما در استفاده از قرآن کریم چه مشکلی داریم؟ در پاسخ باید گفت: خود قرآن وقتی که مشکل یهودیان را مطرح می‌کند، در حقیقت مشکل انسان‌ها را در بهره گرفتن از وحی مطرح می‌کند. اینک ما به توضیح مشکل یهودیان می‌پردازیم تا آیت و عبرتی باشد برای ما مسلمانان.

قرآن کریم برای بیان رابطه‌ی نادرست بنی­اسرائیل با تورات واژه‌ی «امانی» را به کار می‌برد. این «امانی» دو معنی دارد، یکی تلاوت کتاب آسمانی بدون توجه به آموزه‌های آن و دیگری خیالات و دل‌بستگی‌های انسان. این دو مشکل، یعنی در قید تلاوت ماندن و یا اسیر پندارها و دل بستگی ها شدن، مانع بهره‌گیری انسان از وحی‌اند که اندکی آن‌ها را توضیح می‌دهیم:

الف-­ در قید تلاوت ماندن

این نکته‌ی بسیار ظریفی است که قرآن کریم آن را با ما در میان می‌گذارد، چنان‌که می‌فرماید: «گروهی از اهل کتاب، اهل علم نیستند و از کتاب آسمانی چیزی جز ترنم تلاوت آن نمی­دانند و اسیر پندارند و بس!».[۲]

با توجه به این آیه، قرآن از ما می­خواهد تا ما در مرحله‌ی تلاوت متوقف نشویم و بهره‌ی ما از قرآن تنها زمزمه‌ی تلاوت آن نباشد. برای مردمی که دارای کتاب آسمانی هستند، این یک خطر جدی است که از آموزه‌های کتاب آسمانی به خاطر قداست آن کتاب فاصله بگیرند و کتاب آسمانی خود را به قصد آموختن مطالب آن، مورد مطالعه و دقت قرار ندهند، بلکه تنها به تلاوت آن برای تقرب به خدا اکتفا نمایند و بر آن کوشند که قواعد تلاوت را خوب یاد بگیرند تا بتوانند روخوانی درستی از قرآن داشته باشند. هم اکنون اگر جامعه‌ی ما را در نظر بگیریم، می‌بینیم که تقریباً همه‌ی مردم جز افراد اندک تنها با تلاوت قرآن درگیرند. تلاوت برای ثواب، مخصوصاً در ماه مبارک رمضان یا شب و روز جمعه‌ها و هزینه‌ها هم بیشتر در این مسیر قرار دارند. قرائت‌های صوتی قرآن، حفظ قرآن و تجوید قرآن و تلاوت قرآن در مجالس ترحیم و برای مردگان.

ناگفته پیداست که چنین درگیری با قرآن اگر جه ثواب دارد، اما انسان را از رسیدن به هدف قرآن بازمی‌دارد. هدف قرآن راهنمایی است و انسان اگر قرآن را برای آموزش نخواند و مورد مطالعه و دقت قرار ندهد، از این راهنمایی بهره‌مند نخواهد شد. بنابراین ما از قرآن و راهنمایی قرآن وقتی بهره‌مند می‌شویم که قرآن را با قصد آموزش و هدایت شدن مورد مطالعه و دقت قرار دهیم. اما کار و کوشش ما اگر متوجه فهم قرآن و آموختن از قرآن نشود، چندان سودمند نخواهد بود، اگر چه همه‌ی قرآن را از حفظ بخوانیم و زیباترین صداها را در خواندن قرآن داشته باشیم، یا به زیباترین تلاوت‌ها و ترتیل‌ها سال‌ها گوش فرادهیم و نیز قرآن را با حجم‌های گوناگون و آرایش‌های شگفت‌انگیز در منزل خود داشته باشیم. این‌ها مشکل ما را نمی‌گشایند، مشکل ما تنها با آموختن از قرآن حل می‌شود.

بنابراین باید بکوشیم با زبان روشن و صمیمی قرآن انس بگیریم و در معانی قرآن دقت کنیم و بارها و بارها آیات قرآن را مورد تدبر و دقت قرار بدهیم تا از قرآن چیزی یاد بگیریم. بدون شک هر چه تفکر درست‌تر و دقت بیشتری به کار ببریم، نکته‌های بیشتر می­آموزیم و بیشتر هدایت می­شویم و به راه راست می­رویم و از این ذخیره­ی بزرگ و سرمایه و منبع بی‌کران بیشتر بهره‌مند می­گردیم. بار دیگر یادآور می‌شوم که خطر توقف در زمزمه‌های تلاوت را جدی بگیریم و بر آن کوشیم که با آموزه‌های قرآن رابطه برقرار کنیم، آموزه‌هایی که سراپا نور و روشنایی‌اند.

ب- اسیر پندارها و دل­بستگی­ها شدن

پیروان هر دین و هر مذهبی برای خود دل‌بستگی‌هایی دارند و با باورها و آیین‌ها و امید و آرزوهای ویژه‌ای انس گرفتند و محتوای کتاب آسمانی را چیزی جز همین خیالات و آرزوها و دل‌بستگی‌های خودشان نمی‌دانند.

قرآن این موضوع را با این بیان مطرح می­کند که: «نه به دلخواه شما و نه به دلخواه اهل کتاب است. هر بدکاری، کیفر کارش را می‌بیند و برای خود جز خداوند پشتیبان و فریاد­رسی نخواهد یافت.»[۳]

اکنون باید دید که چرا انسان نمی‌تواند دین را به دلخواه خود تغییر دهد؟ در پاسخ این سؤال باید گفت: چنان‌که بارها گفته‌ایم‌، دین درست از یک جریان تکوینی پیروی می‌کند و انسان نمی‌تواند سنت‌های الهی را در نظام تکوینی جهان تغییر دهد. نه مؤمنان باید چنین انتظاری داشته باشند و نه اهل کتاب؛ بلکه همه‌ی انسان‌ها باید از جریان حقیقی جهان پیروی کنند.

در این‌جا اشاره‌ی روشنی هست به این‌که هدایت آسمانی در همه‌ی شرایط خود و در همه‌ی حوزه‌هایش «توقیفی» است. یعنی مردم باید تابع قوانین و رهنمودهای دین باشند و در دستورات دین به دلخواه خود دست به تغییر نزنند، چیزی را از دین کم نکنند و چیزی بر آن نیفزایند. دریغا که این اصل اساسی را ما مسلمانان نیز همانند اهل کتاب چندان جدی نمی‌گیریم. ‌بلکه به دلخواه خود و باانگیزه‌های مختلف در آموزه‌های دینی دخل و تصرف می‌کنیم.

این کار نادرست در قرآن نیز مطرح شده است، با این بیان که «می­گویند: هیچ­گاه کسی به بهشت نمی­رود مگر آن­که یهودی باشد یا نصرانی. این پندار آنان است! بگو: اگر راست می­گویید، دلیل­تان را بیاورید.»[۴]

باور به این­که تنها یهودیان و مسیحیان اهل هدایت بوده و شایسته­ی نجات­اند، یک اغراق پنداری بود که عده­ای را نسبت به مخالفت با آنان و گزیدن راه دیگر به تردید می­انداخت. خداوند می­گوید شما فریب این ادعا را مخورید که اساس چنین ادعایی، خیالات خام و آرزوهای بی­اساس آنان است. پس مردم دیگر نباید فریب این خیالات باطل را بخورند. اگر هم زمانی خواستند چنین ادعایی را جدی بگیرند، باید از مدعیان بخواهند که ادعای خود را  با دلیل و برهان ثابت کنند.

اکنون باید دید که برداشت پنداری یعنی چه؟ و چرا مردم اسیر این برداشت می­شوند؟ برای پاسخ به این سؤال، باید توجه داشت که پیروان هر دین و مذهبی که سال­ها و قرن­ها از آن دین و مذهب پیروی کرده و با آن پرورش یافته­اند، به خاطر انس ذهنی و عاطفه­ی روحی، آن دین و مذهب را دین و مذهب برحق می­شمارند و حتی می­توانند دین و مذهب خود را مطابق با فطرت انسان دانسته و پیروان ادیان و مذاهب دیگر را خارج از فطرت انسانی بشمارند. همین عامل باعث می­شود که هر انسانی پیرو دین و مذهبی باشد که در محیط آن دین و مذهب به دنیا آمده و پرورش یافته است. نتیجه­ی چنین وضعی آن است که پیروان ادیان و مذاهب مختلف، هرکدام  دین و مذهب خود را، دین و مذهب برحق دانسته و به دنبال بررسی و شناخت ادیان و مذاهب دیگر نروند. در نتیجه بیشتر مردم دنیا از شناخت و انتخاب دین و مذهب درست محروم بمانند.

به خاطر پرهیز از این خطر و از این اسارت، اسلام به مردم هشدار می­دهد که دین و مذهب آبا و اجدادی خود را بر اساس همین تخیلات و دل­بستگی­ها جدی نگیرند، بلکه مبنای انتخاب خود را دلیل و برهان قرار بدهند تا عمر خود را در مکتب باطل و دین و مذهب خرافی به پایان نبرند.

در آیه­ی ۱۱۳ سوره­ی بقره نیز این راهنمایی را با ذکر این نکته ادامه می­دهد که این تنها یهودیان نیستند که خود را بر حق دانسته و دیگران را گمراه می­دانند، بلکه مسیحیان و حتی مشرکان نیز، چنین دیدگاهی دارند. یعنی هر یک از آنان تنها خود را اهل نجات می­دانند، اما چون داوری خداوند، کارساز اصلی است، مردم نباید فریب این ادعاها را بخورند، بلکه باید پیوسته در تشخیص راهی که پیمودن آن موجب خشنودی خدا می­گردد، تلاش کنند و به تعبیر قرآن به آن­چه خودشان دارند، دل خوش نکنند. قرآن دراین­باره می­فرماید: « مردم در دین خود تفرقه ایجاد کردند و هر گروهی به آیین خود، دل­خوش بود.»[۵]

این آیه به اختلاف­های مذهبی اشاره دارد که پیروان یک دین به گروه­های مختلف تقسیم شده و هر کدام از آنان به آن­چه خودش دارد، دل­خوش است. در این‌جا به­ یک نکته­ی مهم درباره­ی این‌گونه تعصب­ها اشاره می­ کنیم. انسان­ها معمولاً در محیط یک دین یا مذهب جا افتاده، به‌وجود آمده و رشد می­کنند و تا آخر عمر خود، از این باورها دست برنمی­دارند. شمار کسانی که بتوانند از حصار استوار این­گونه باورهای موروثی رها گردند، بسیار اندک بوده و هست.

گسستن از یقینی که به قول معروف با شیر مادر وارد دل و درون مردم می­شود و نیز از طرف اشخاص و مراکز مختلف حمایت می­گردد، بسیار دشوار است. انسان در اثر نوعی وابستگی عاطفی به این­گونه باورها، به­­آسانی حاضر به شنیدن انتقاد دیگران هم نمی­باشد. قرآن کریم هشدار می­دهد که برای شما آن‌چه مهم است، درست و منطقی بودن مطالب است، نه این‌که چون آبا و اجداد شما پیرو دین یا مذهب خاص بوده‌اند، شما هم باید تا پایان عمرتان از همان دین و مذهب پیروی کنید.

این نکته­ ا­ی بسیار ظریف و ارجمند است که اسلام و قرآن بر آن تأکید می­ورزند. این یکی از معجزه­های افتخارآمیز قرآن است که هیچ کس نباید مقلد دیگران باشد. یعنی همه­ی انسان­ها باید باورهای خود را خودشان با درست­اندیشی و روش درست به دست آورند.

بدون شک به کار بستن چنین روشی برای انسان­ها از نظر معرفت­شناسی بسیار اهمیت دارد. زیرا همه­ی انسان­ها با این روش می­توانند در عقاید موروثی خود شک و تردید داشته و به جستجوی حقیقت بپردازند. معلوم است که حقیقت از نظر انسان­هایی که صادقانه و با همدلی و همکاری در جستجوی آن باشند، پنهان نمی­ماند.

درپیش گرفتن چنین روشی، به سود حق و حقیقت و دین درست است، زیرا اگر همه­ی مردم صادقانه و با همدلی و همکاری در جستجوی حقیقت باشند، حق و حقیقت بیشتر شناخته شده و طرفداران بیشتری خواهد داشت. چنان­که درپیش گرفتن چنین روشی به زیان ادیان و مکتب­های خرافی و نادرست است، زیرا درست­اندیشی و خردورزی انسان، خرافه و باطل را از ارج و اعتبار می­اندازد.

از این­جا پیداست که دعوت مردم به تسامح دینی و کثرت­گرایی، به زیان حق و حقیقت بوده و به سود خرافات و ادیان و مذاهب باطل می­انجامند.

کثرت­گرایی نه تنها انسان­ها را از پژوهش بازداشته و باورهای الهیاتی و مابعدالطبیعی را به جمود و جزمیت دچار می­سازد، بلکه به زیان حقیقت و دین درست هم می­انجامد. به این معنا که کثرت­گرایی و سازش معرفتی پیروان ادیان مختلف، زمینه را برای بقای حق و باطل در کنار یکدیگر فراهم آورده و انسان­ها را از نخستین و طبیعی­ترین حق خودشان که حق شناخت و انتخاب است، محروم می­سازد.

بی ­تردید چنین وضعی به زیان اکثریت انسان­ها و به سود دین و مذاهب باطل و طرفداران ادیان و مذاهب باطل تمام می­شود. تلاش جهان مسیحی در جهت ترویج کثرت­گرایی و سنت­گرایی، با توجه دقیق به این نکته است که شرایطی برای بهره­برداری مسیحیت فراهم آورد تا هرچه بیشتر به بقا و گسترش خود ادامه دهد.

نتیجه ­گیری

از مباحث گذشته چنین نتیجه می­ گیریم که:

۱-­ داشتن را باید با تلاش خود به مرحله­ی برداشت و بهره­مندی برسانیم.

۲-­ برای بهره­ مندی از قرآن کریم باید دو مشکل را از پیش پای خود برداریم: یکی توقف در تلاوت و غفلت از آموزش، دیگری برخورد خیالاتی با قرآن. یعنی بدون توجه به آموزه­های قرآن، تنها براساس خیالات و دل­بستگی خودمان، چنان پنداریم که برابر با آموزه­های قرآن رفتار می ­کنیم.

[۱] . قرآن/ سوره­ی اعراف، آیه­ی ۱۷۹

[۲] . قرآن سوره­ی بقره. آیه­ی ۷۸

[۳] . قرآن سوره­ی نساء. آیه­ی ۱۲۳

[۴] . قرآن. سوره­ی بقره. آیه­ی ۱۱۱

[۵] . قرآن. سوره­ی مؤمنون. آیه­ی ۵۳

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها