امروز: پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 9003
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۷ ب.ظ - جمعه ۱۳۹۳/۱۰/۱۹
چاپ این نوشته
Share

در این یادداشت بر زندگی شهید مصطفی ردانی پور قبل از جنگ تحمیلی و فعالیت های این شهید در این دوره از زندگی بابرکتش مروری داریم.

دوران کودکی
سال ۱۳۳۷ متولد شد، در خانه ای قدیمی و در محله مستضعف نشین که پشت مسجد امام میشد.اصفهان شاهد تولد نوزادی بود که قرار بود آینده اصفهان را عوض کند، نام و آوازه اصفهان را در میان ستارگان بپراکند.
پدرش کارگر ساده بود و مادرش قالیبافی میکرد، درآمد کم بود اما عشق و ارادت به اهل بیت آنقدر در این خانه موج میزد که مراسمات اهل بیت و روضه خوانی ماهانه را هرگز در منزلشان رها نکرده بودند.
مصطفی از همان کودکی عادت داشت روی پای خودش بایستد، کار میکرد، در شش سالگی توی یک کفاشی مشغول به کار شد و این کار را حتی در دوران تحصیل ابتدایی نیز رها نکرد.
صبح ها مدرسه بود و عصر ها سر کار، خوب و جدی هم کار میکرد و واقعا کمک مغازه بود نه این که بخواهد وقت بگذراند.
دوران تحصیل
مصطفی دوران ابتدایی را گذراند، به هر سختی بود، چون دو مساله آزاراش میداد، یکی اینکه خود را مجبور کرده بود که کار کند و همین تقریبا تفریح را از او گرفته بود و نکته بالاتر جو مدارس آن زمان بود، افکار طاغوتی و رواج بی دینی و فسادی که در مدرسه بود.
مصطفی هنرستان را دیگر تحمل نکرد، او همیشه به دیدار علما میرفت و از آنها استفاده میکرد، پای سخنرانی ها و منابر مینشست و سعی میکرد خوراک فکری را از روحانیون خوش فکر و انقلابی زمان بگیرد.
در مورد هنرستان و ادامه تحصیل با یکی از علما مشورت کرد، و تصمیم بر این شد که دروس حوزه را انتخاب کند، همین شد که مصطفی طلبه شد.
دوران حوزه علمیه
سال اول حوزه را در اصفهان خواند، اما این تشنه به معارف الهی احساس کرد گمشده اش جای دیگریست، این شد که به قم رفت و در مدرسه حقانی مشغول تحصیل شد.
مدرسه حقانی قم از مدارسی بود که بسیار مطرح بود در این که از طلاب عالی استفاده میکند. توصیه علما و همچنین آیت الله بهشتی این بود که این مدرسه برای تحصیل طلاب نمونه عالی است.
مصطفی عالی بود، دست از تلاش نمیکشید، خسته نمیشد، دائما تلاش میکرد، روزهای تعطیل را کار میکرد، به همین خاطر در اقدامات انقلابی هم انقلابی بود برای خودش.
تب و تاب انقلاب و فرصت تبلیغ
بعد از اینکه شش سال درس حوزه را گذراند، و دوران مقدمات به پایان رسید، دوران تبلیغش را به عنوان بهترین فرصت برای فعالیت های انقلابی در نظر گرفت. برای تبلیغ به مناطق محروم کهکیلویه و بویراحمد و یاسوج سفر کرد و مردم آنجا را در حرکت بزرگی که به سوی انقلاب بود همراهی کرد.
کم کم در یاسوج مصطفی جا باز کرده بود و فعالین استان همه رو را میشناختند، سخت کوش بود و فعال، به همین خاطر جزو مهره های مهم استان کهگلویه و بریر احمد شده بود.
جنگ و آغاز فعالیت های جدید مصطفی
مصطفی با شروع جنگ به سپاه پیوست، و با عضویت در شورای فرماندهی سپاه یاسوج، فعالیت های وسیع خود را آغاز کرد.
یک سال فرمانده سپاه یاسوج بود، کارهای بزرگی هم کرده بود، مثلا یک بمارزه جدی با افرادی ترتیب داده بود که به کشت مواد مخدر اقدام میکردند. یا با آنها که با خان بازی به مردم مستضعف زور میگفتند مبارزه کرد و آنها را به زانو نشاند.
اجازه از امام و شروع فعالیت های مبارزاتی
با امام جلسه داشتند، همراه امام جمعه اصفهان، رفت جلو و از امام پرسید، تکلیفم در مورد کردستان چیست؟ امام فرمودند، شما باید به کردستان بروید وکار کنید.
محکم تر شده بود و رفت، هم به عنوان مبلغ هم به عنوان مبارز، در بالا بردن روحیه در میان رزمندگان هم بسیار موثر بود.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها