امروز: یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷
کد خبر: 8613
تاریخ انتشار: ۲:۳۱ ب.ظ - شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۶
چاپ این نوشته
Share

از مـهـم‌ترین اصـول اسـلام، «ولایـت» است. ولایت به معنای پذیرفتن رهبری پیشوای الهـی و نیز اعتقاد به اینکه امامان معصوم پس از پیامبر اسلام (ص‌) از سوی خداوند بر مـردم ولایـت دارنـد. نـظـام سـیـاسـی اسلام و شیوه حکومتی دین بر پایه ولایت است و ملاک مـسـلمـانـی پـس از اطـاعـت از رسـول خـدا(ص‌) ولایت‌پذیری است.

به گزارش مباحث به نقل از جوان انلاین، از مـهـم‌ترین اصـول اسـلام، «ولایـت» است. ولایت به معنای پذیرفتن رهبری پیشوای الهـی و نیز اعتقاد به اینکه امامان معصوم پس از پیامبر اسلام (ص‌) از سوی خداوند بر مـردم ولایـت دارنـد. نـظـام سـیـاسـی اسلام و شیوه حکومتی دین بر پایه ولایت است و ملاک مـسـلمـانـی پـس از اطـاعـت از رسـول خـدا(ص‌) ولایت‌پذیری است. آنچه پیش روست گزیده‌ای از مقاله «ولایت و ولایتمداری از دیدگاه شهید مطهری» چاپ شده در مجله تخصصی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است.
بـشـر بـرای پیمودن راه سعادت و گام نهادن در طریق عبودیت و پیشرفت معنوی و رسیدن بـه کـمـالات انـسـانی که مهم‌ترین هدف خلقت انسان از دیدگاه اسلام است، همواره محتاج راهنمایان و پیشوایانی بوده تا او را در این راه دست گیرند و راه نمایند تا راه را از چاه بـاز‌شـنـاسـد، و هم به شیوه درست و هم در کمترین زمان به هدف نزدیک شود؛ چه عمر آدمـی ظـرفـیـت تـجـربـه هـمـه شـیـوه‌ها را نـدارد. بـر ایـن اسـاس خـداونـد متعال از باب رحمت گسترده خویش بر بندگان و لطف بی‌کرانش بر آنان، از آغاز خلقت بـشـر، پـیـامـبـران و راهـنـمـایـانـی هـمراه با تعالیم و آموزه‌های حیات‌بخش را به سوی بـنـدگـان فـرو فـرستاد که آخرین، تکمیل‌کننده راه پیامبران پیشین، پیامبر بزرگوار اسـلام حـضـرت مـحـمـد مـصـطـفـی(ص‌) می‌بـاشـد. در طـول تـاریـخ هر‌گاه مسلمانان حول محور ولایت جمع شده و تابع بی‌چون و چرای ولایت بـوده‌اند، پیروزی بزرگ آفریده و سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین نموده‌اند و بر دشـمـن خود غالب شده‌اند. این مقاله بر آن است که موضوع ولایت و ولایتمداری را از منظر استاد شهید مطهری بازشناسی و در یک مدل منسجم بررسی و ارائه نمایند.

مفهوم‌شناسی:

۱- ولایت

«ولایـت» را در تـلفظ به فتح و کسر«واو» هر دو می‌توان خواند و از نظر معنا علاوه بـر اینکه به مفهومی مصدری اشاره دارد، به معنی امارت و فرمانروایی و تدبیر امور نـیـز هست. علاوه بر این دو معنا، معانی دیگری که در فرهنگ‌های لغت برای«ولایت» به چـشم می‌خورد عبارتند از: محبّت، نصرت، سلطان. استاد مطهری ولایت را اینگونه معنا و تعریف می‌کند: ولایت به معنی حجّت زمان که هیچ زمانی خالی از حجّت نیست…. ولایت، یعنی تسلط و سرپرستی.

۲- ولاء

مـعـنـی کـلمـه«ولاء» کـه«ولایـت» و«تـولی» از آن مـشـتـق شـده اسـت اتصال و نزدیکی است. وقتی که دو چیز یا دو شخص به یکدیگر آن چنان نزدیک باشند کـه در میان آنها فاصله‌ای وجود نداشته باشد، این را توالی می‌نامند. مسلمین باید نسبت به یکدیگر ولایت داشته باشند یا ولاء یکدیگر را داشته باشند، مقصود این است که روح ایشان به یکدیگر نزدیک باشد و روابط اجتماعی‌شان با یکدیگر روابط نزدیک باشد. استاد شهید مطهری تقسیمات ولاء را بدین ترتیب بیان می‌دارد:از نـظـر اسـلام دو نـوع ولاء وجـود دارد: مـنـفی و مثبت. یعنی از طرفی مسلمانان، مأموریت دارنـد کـه نـوعـی ولاء را نـپـذیـرند و تبرک کنند و از طرف دیگر دعوت شده‌اند که ولاء دیـگـری را دارا باشند و بدان اهتمام ورزند. ولاء اثباتی اسلامی نیز به نوبه خود بر دو قـسم است: ولاء عام و ولاء خاص. ولاء خاص نیز اقسامی دارد که درباره هر یک از اینها به اجمال بحث می‌کنیم.

انواع ولایت

مـسـئله ولایت و سرپرستی با تاریخ بشر گره خورده است و به جغرافیا و فرهنگ ویژه‌ای وابـسـته نیست و سیره عقلا بر آن استقرار و استمرار یافته است. اگر زندگی جمعی بـشـر را فـطـری بـدانیم، ولایت جزء لاینفک زندگی جمعی است. از آنجا که اراده خداوند بـر ایـن تـعـلق گـرفـته که جهان را با واسطه اداره کند، چنان که قرآن به این واسطه اشاره کرده و می‌فرماید:«قسم به تدبیر‌کنندگان امر»، در نـتـیجه امام (ع) یکی از بزرگ‌ترین واسطه‌های فیض الهی در عالم تکوین و تشریع اسـت. بنابراین، امام مرکز و محور جهان هستی، مبین، مفسّر و زبان گویای پیامبر(ص‌) در مـورد شـریعت است و بر عالم تکوین و تشریع ولایت دارد. استاد مطهری انواع و مراتب ولایت‌مداری را بدین شرح بیان می‌دارد:

۱) ولایـت تـکـویـنی، یعنی فرمانروایی امام بر جهان هستی و اینکه تمام نظام آفرینش به اذن خـداونـد، تـحـت حـاکـمـیت و تصرف امام است. اگر آدمی از معرفت راستین و یقینی بهره برد، ولایت حقیقی پیدا می‌کند، بدین معنا که می‌تواند در جهان تصرف کند و با نیروی روحـی و مـعـنـوی، کـرامـات و افـعـال خـارق‌العـاده از خـویـش بـروز دهد. استاد مطهری می‌فرماید: مـقـصـود از ولایـت تکوینی این است که انسان در اثر پیمودن صراط عبودیت به مقام قرب الهـی نـائل می‌گـردد و اثـر وصـول بـه مـقـام قـرب ـ البـتـه در مـراحل عالی آن ـ این است که معنویت انسانی که خود حقیقت و واقعیتی است در وی متمرکز می‌شـود و بـا داشـتـن آن مـعـنـویـت، قـافـله‌سـالار مـعـنـویات، مسلط بر ضمائر و شاهد بر اعمال و حجّت زمان می‌شود.

در جایی دیگر می‌فرماید: هـمان سان که امامان (ع‌) بر عالم کائنات سلطه و اشراف دارند، بر آدمیان نیز نظارت و چـیـرگـی دارنـد. از ایـن رو اسـت کـه مـؤ‌مـنـان بـدان تـوسـل می‌جـویند و با برقرار ساختن ارتباط معنوی با آن بزرگان هدایت و سعادت می‌طـلبند. مقام ولایتی باطنی امامان که همان منصب خلافت کبری است و واسطه میان خداوند و آفریدگان است ولایت تکوینی خوانده می‌شود.

۲) یـکـی از شئون امامت در اعتقاد شیعی، به ولایت معنوی و باطنی امامان باز‌می‌گردد. اعتقاد بـه امـامـت، یـعـنـی اعـتـقـاد بـه وجـود انـسـان کـامـلی کـه حـامـل مـعـنـویـت کلی انسانیت و قطب و محور عالم امکان است. بر این اساس، هیچ زمانی ممکن نیست که زمین از حجت حق و وجود انسان کامل خالی باشد.

ولایـت مـعنوی یا ولایت طریقت، یعنی این جهت که آنها به واسطه پیمودن صراط قرب و رسـیـدن بـه جـایـی کـه وجـودشـان یـک وجـود حـقـانـی اسـت و بـاطـن شـریـعـت را بـه حـد کـمـال دارا می‌بـاشند و معنویت انسانی که خود حقیقتی است، در آنها متمرکز و آنها با این جـهـت قـافـله‌سـالار مـعـنـویـات و مـربـی مـعـنـوی بـشـر و مـسـلط بـر ضمائر و شاهد بر اعـمـال بـشـر و حـجـت بـر زمـان و قـطـب دوران می‌بـاشـنـد و زمـیـن هـیـچ‌گـاه از ولی کـه حامل چنین معنویتی باشد خالی نیست.

مراحل و مراتب ولایت تکوینی

از نـظـر اسـتـاد مـطـهـری، کمال و قدرتی که بر اثر عبودیت، اخلاص و پرستش واقعی (ولایـت تـکـویـنـی) نـصـیـب بـشـر می‌گـردد، دارای منازل و مراحل زیر است:

اولین مرحله این است که الهام‌بخش و تسلط‌بخش انسان بر نفس خویشتن است. به عبارت دیـگـر کـمترین نشانه قبولی عمل انسان در نزد پروردگار این است که اولاً بینشی نافذ پیدا می‌کند، روشن و بینای خود می‌گردد. قرآن کریم می‌فرماید: اگر تقوای الهی را داشته باشید، خداوند مایه تمییزی برای شما قرار می‌دهد.

و ثـانـیـاً آدمـی بـر نـفـس و قـوای نـفـسـانی خویش غالب و قاهر می‌گردد، اراده انسان در بـرابر خواهش‌های نفسانی و حیوانی نیرومند می‌گردد، آدمی حاکم وجود خویش می‌شود و مـدیـریـت لایـقی نسبت به دایره وجود خویش کسب می‌کند. در این مرحله اولین اثر عبودیت، ربوبیت و ولایت بر نفس امّاره است.

مـرحـله دوم، تـسـلط و ولایت بر اندیشه‌های پراکنده یعنی تسلّط بر نیروی متخیله است. ایـن قـوه در اخـتـیـار مـا نـیـسـت، بلکه ما در اختیار این قوه عجیب هستیم. یکی از وظایف بشر تـسـلط بـر هـوس‍بازی خیال است، وگرنه این قوه شیطان‌صفت مجالی برای تعالی و پـیـمـودن صـراط قـرب نمی‌دهـد و تـمـام نـیـروهـا و اسـتـعـدادهـا را در وجـود انـسـان بـاطل و ضایع می‌گرداند. سالکان راه عبودیت، در دومین مرحله، این نتیجه را می‌گیرند کـه بـر قـوه مـتـخـیـله خـویـش ولایت و ربوبیت پیدا می‌کنند، آن را برده و مطیع خویش می‌سازند. اثر این مطیع ساختن این است که روح و ضمیر به سائقه فطری خدا‌خواهی هر وقت میل بالا کند، این قوه با بازیگری‌های خود مانع و مزاحم نمی‌گردد.

مرحله سوم این است که روح در مراحل قوت و قدرت و ربوبیت و ولایت خود به مرحله‌ای می‌رسـد کـه در بـسـیـاری از چیزها از بدن بی‌نیاز می‌گردد، در حالی که بدن صددرصد نـیـازمـنـد روح اسـت. روح و بـدن نـیـازمـند به یکدیگرند. حیات بدن به روح است. روح صـورت و حـافـظ بـدن است. سلب علاقه تدبیری روح به بدن مستلزم خرابی و فساد بـدن اسـت و از طرف دیگر روح در فعالیت‌های خود نیازمند به استخدام بدن است بدون به کار بردن اعضا و جوارح و ابزارهای بدنی قادر به کاری نیست. مـرحـله چـهـارم ایـن اسـت کـه خـود بـدن از هـر لحـاظ تـحت فرمان و اراده شخص در می‌آید، به‌طـوری کـه در حـوزه بدن خود شخص اعمال خارق‌العاده سر می‌زند. امام صادق (ع‌‌) می‌فرماید:آنـچـه کـه هـمت و اراده نفس در آن نیرومند گردد و جداً مورد توجه نفس واقع شود، بدن از انجام آن ناتوانی نشان نمی‌دهد. مـرحـله پـنـجم که بالاترین مراحل است، این است که حتی طبیعت خارجی نیز تحت نفوذ اراده انـسـان قـرار می‌گیرد و مطیع انسان می‌شود. معجزات و کرامات انبیا و اولیا حق از این مـقوله است. حقیقت این است که روح مذهب تشیع که آن را از سایر مذاهب اسلامی ممتاز می‌کند و بـیـنش اسلامی خاص به پیروان خود می‌دهد، دید خاص این مذهب درباره «انسان» است. از طـرفـی اسـتعدادهای انسان را بسی شگرف می‌داند و جهان را هیچ گاه از وجود «انسان کـامـل» کـه هـمـه اسـتـعدادهای انسانی در او به فعلیت رسیده باشد خالی نمی‌داند و از طـرف دیـگـر طـبـق بـیـنـش مـذهـب عـبـودیـت یـگـانـه وسـیـله وصـول بـه مـقـامـات انـسـانـی اسـت و طـی طـریـق عـبـودیـت بـه صـورت کـامـل و تـمـام جـز بـا عـنـایـت مـعـنـوی و قـافـله‌سـالاری انـسـان کامل که ولی و حجّت خداست میسر نیست. ادامه این نوشتار در شماره آتی صفحه اندیشه خواهد آمد، ان‌شاءالله

* عضو هیئت علمی

پژوهشکده تحقیقات اسلامی

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها