امروز: پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 8417
تاریخ انتشار: ۵:۲۵ ب.ظ - جمعه ۱۳۹۳/۰۹/۲۸
چاپ این نوشته
Share

شهید فضل‌الله محلاتی یکی از مبارزان با‌سابقه رژیم طاغوت بود که پس از آشنایی با شهید نواب صفوی به گروه فدائیان اسلام پیوست و بارها تحت تعقیب مأموران ساواک قرار گرفت.

به گزارش مباحث به نقل از جوان انلاین، پس از پیروزی انقلاب شهید محلاتی به علت سابقه درخشانش، مورد اطمینان حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفت و مسئولیت‌های اجرایی مختلفی مانند معاونت کمیته مرکزی انقلاب، نمایندگی امام در صندوق تعاون صنفی و نمایندگی امام رحمت‌‌الله در مراسم باشکوه حج ابراهیمی در سال ۱۳۵۸ را برعهده داشت. او در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی از طرف مردم محلات انتخاب و راهی مجلس شورای اسلامی شد.

برای رزمندگان شخصیت شهید محلاتی بازتابی از حضرت امام بود. آنها در منش و روش و کردار شهید محلاتی جلوه‌هایی از رفتار امام را مشاهده می‌کردند و به همین دلیل حضور ایشان در جبهه‌ها محبوبیت و تأثیر زیادی داشت. در صحنه سیاست نیز دیگر نمایندگان، بسیار حرمت آیت‌الله را نگاه می‌داشتند و محلاتی را آبرو‌بخش نمایندگی و مجلس می‌دانستند. اول اسفند ماه سال ۶۴ و پس از عملیات غرورآفرین والفجر۸ عراقی‌ها در نزدیکی اهواز با دو فروند جنگنده به هواپیمای مسافربری «آسمان» که حامل شهید محلاتی و چهل تن از نیروهای دلسوز انقلاب بود حمله کرده و آنها را به شهادت رساندند.

انتشارات روایت فتح که تا به حال کتاب‌های ارزشمندی را در رابطه با زندگی شهیدان و چهره‌های شاخص انقلاب به چاپ رسانده، این بار در کتابی با عنوان «قاصد خنده‌رو» نگاهی به زندگی فضل‌الله محلاتی انداخته است. کتابی که با همان نام بامسمایش به خوبی یادآور شهید است و همین دو کلمه در همان نگاه اول ذهن خواننده را به سمت شهید محلاتی می‌کشاند. کتاب بر خلاف بسیاری از کتاب‌های این حوزه تنها به یک یا دو روایت بسنده نکرده و حرف‌های افراد زیادی که با شهید ارتباط نزدیک داشته‌اند را به نگارش درآورده است. همین که کتابی برای انتشار، زحمت شنیدن چندین روایت مختلف را به خودش داده و پذیرای روایت‌های مختلفی از چهره‌های گوناگون بوده، هم بر غنای مطالب افزوده و هم باعث شده تا زندگی شهید محلاتی از چندین زاویه و نگاه بررسی شود.

در اولین بخش کتاب، اقلیم‌سادات شهیدی همسر شهید محلاتی گوشه‌هایی از زندگی مشترک او و همسرش را روایت می‌کند، آن هم به زبانی ساده و خودمانی. دوری از نگارش رسمی و سخت، و روآوردن به سبکی روان و به دور از تکلف و کلمات سخت‌خوانش یکی از ویژگی‌های کتاب‌های انتشارات روایت فتح است. امری که خواندن کتاب را بسیار دلچسب و لذت‌بخش می‌کند. برای نمونه فقط به شروع روایت‌های همسر شهید توجه کنید: «‌من خیلی بچه بودم که ازدواج کردم. سال ۱۳۳۱ همه‌اش یازده سالم بود. فکر می‌کردم الکی می‌گویند که باید بروم خانه بخت. یا مثلاً دارند شوخی می‌کنند. اصلاً متوجه نبودم که ازدواج یعنی چی. فضل‌الله بیست و یک سالش بیشتر نبود. طلبه بود…»

این رویه در بخش‌های بعدی هم کاملاً روایت شده و از لحاظ روایی کتابی یکدست را پیش رویمان داریم. حضور شخصیت‌های بزرگی چون مقام معظم رهبری و رحیم صفوی بسیار بر اعتبار روایت‌ها افزوده است. حرف‌های رهبری درباره شهید محلاتی حاوی نکات جالبی است که خواندنش بسیار به فهم شرایط سیاسی آن دوران و شخصیت شهید کمک می‌کند: خاطرم هست در اوایل انقلاب زیاد با اعضای دولت موقت میانه نداشت. تمام‌شان را از قدیم از سال‌های مبارزه می‌شناخت و نمی‌توانست به آنها اعتماد و اعتقاد داشته باشد. اما با بنی‌صدر این‌طور نبود. در ظاهر دوست و رفیق بود. آن هم بیشتر به خاطر اینکه امام به همه دستور داده بود چون رئیس‌جمهور است، با او بسازید. اگر با حرف و حرکت او مخالف بود، ‌مقابله نمی‌کرد، بلکه با رفاقت و زبان خوش سعی می‌کرد حرفش را به کرسی بنشاند….

کتاب «قاصد خنده‌رو» یکی از کتاب‌های ارزشمند حوزه دفاع مقدس است که مطالعه آن زوایای زیادی از زندگی شهید محلاتی را برای مخاطبش بازگو می‌کند. در جایی از کتاب از قول محسن رفیق‌دوست آمده که توی جلسه‌ها هر وقت حرف از سیدالشهدا(ع) می‌شد، آقای محلاتی می‌گفت خوشا به سعادت مولا که محاسنش به خون سرش خضاب شد. بعد از حادثه انفجار هواپیما، من اولین کسی بودم که با هلی‌کوپتر رفتم بالای سر شهدا. آنجا نتوانستم خودم را کنترل کنم. پیکر حاج‌آقا سالم‌تر از بقیه شهدا بود، منتها یه چیزی دل من را خیلی شکست. محاسن حاج‌آقا به خون سرش خضاب شده بود و من اصلاً نتوانستم جلو گریه‌ام را بگیرم.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها