امروز: پنج شنبه ۲ آذر ۱۳۹۶
کد خبر: 4971
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۴
چاپ این نوشته
Share

بررسی زوایای زندگانی عالمان وارسته‌ای که با سخن و رفتارشان مذهب حقه جعفری را از طوفان حوادث روزگار حفظ کرده و همچون چشمه‌های جوشان علم، با اتصال به منابع معرفتی اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله بر فراز قله‌های رفیع مکتب اسلام، طالبان حقیقی دانش اهل بیت علیهم السلام را سیراب می‌نمودند، از گام‌های مهم در رسیدن به معرفت حقیقی است.

پایگاه خبری مباحث،یکی از مهمترین شاخصه ها برای شناخت چگونگی پیشرفت و گسترش دین مبین اسلام، بررسی زوایای زندگانی عالمان وارسته ای است که با سخن و رفتارشان مذهب حقه جعفری را از طوفان حوادث روزگار حفظ کرده و چون شعله های پر نور در دشت های ظلمت تابیده اند.
این دانشمندان همچون چشمه های جوشان علم، با اتصال به منابع معرفتی اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله بر فراز قله های رفیع مکتب اسلام، طالبان حقیقی دانش اهل بیت علیهم السلام را سیراب می نمودند.
بزرگانی که آیات الهی برای مردم و به حق الگوی راستین صراط مستقیم اسلام و قرآن و راهبر اجتماع مسلمین در این راه پر پیچ و خم سعادت هستند. عصر غیبت با تمام مصائبش، با پرورش وارستگان متخلق به اخلاق الهی، چنان موهبتی به مسلمین عطا کرد که هیچ گاه پویایی و حرکت جامعه مسلمان به شیب نزول نگراید.
یکی از این عالمان مجاهد، علامه بزرگوار سید مرتضی عسکری بود که تحقیق در زوایای فکری وی، می تواند چراغ راهی برای ما در ظلمات تعصب و جهل باشد. به نظر می رسد برای بررسی فضای فکری ایشان، باید ابتدا به کنکاش در محیط های علمی و سیاسی که علامه در آنها رشد و نمو کرده است پرداخته و سپس به چرایی و نتیجه تفکر این عالم فرزانه دست یابیم.
مروری بر زندگی این عالم مجاهد
علامه عسکری در سال ۱۲۹۳ شمسی(۱۳۳۲ قمری) در جوار مضجع شریف امامین همامین جوادین علیهما السلام در سامراء دیده به جهان گشود و به تبع، تحصیلات خود را در این شهر آغاز نمود. اما با شروع دیکتاتوری رضاخانی وی مجبور به ترک محل تولدش گشته و عازم ایران و حضور در حوزه علمیه قم شد. علامه در تشریح علل مهاجرت به ایران که آن را شبیه به توفیقی اجباری توصیف نموده، این گونه می فرماید: «مقدمات و ادبیات را در سامرا خواندم. مخارج تحصیلم از املاکی که در ساوه داشتیم، تهیه می‌شد؛ لذا از سهم امام استفاده نمی‌کردم. امّا از زمانی که طاغوت رضاخان فرستادن پول به عراق را منع کرد، مجبور شدم در زمان مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری(سال‌های ۱۳۵۱، ۵۲ و ۵۳ ه.ق) به حوزه علمیه قم آمده و در یکی از حجره‌ های مدرسه فیضیه، با آشیخ علی آقای صافی، هم حجره شوم…»
حضور در حوزه علمیه قم و آغاز حرکتی روشنگرانه و اصلاحی
حضور ایشان در حوزه علمیه نوپای قم و تلمذ در محضر علمای اعلام آن دوره، روح جوال وی را به اندیشه در علل عدم موفقیت در خور توجه حوزه علمیه قم در آن روزگار فرو برد. علامه از شرایط حاکم بر حوزه قم آگاه شد و با نگاهی نوگرا، قصد در تصحیح آن داشت. ایشان در این باره این گونه نقل کرده است که: «در آن وقت، حوزه‌ های علمیه بازدهی تبلیغی نداشتند. بایستی از خودمان برای جهان اسلام مبلغ درست کنیم.
در حوزه ‌های علمیه آن زمان، قرآن و حدیث خوانده نمی ‌شد! فقط درس ‌های مقدمات و فقه بود. چند نفر را با خودم هم ‌فکر کردم؛ مثل مرحوم سید محمود طالقانی و سید علی ‌رضا ریحانی و هفت نفر دیگر که همه‌ شان فوت کرده ‌اند و بنا گذاشتیم که درس تفسیر را وارد درس ‌های حوزه کنیم.
استاد ما مرحوم آقامیرزا خلیلی کمره‌ای بود که هر شب در مسجد امام حسن(ع) مقابل شیخان به ما درس تفسیر می ‌داد. طلبه ‌هایی که رد می ‌شدند، ما را مسخره می ‌کردند که اینها در شب تحصیلی، تفسیر می ‌خوانند! ما چند نفر، در کنار درس ‌های حوزوی، درس ‌هایی را برای خودمان معین کرده بودیم تا بتوانیم مبلغ بشویم. اما مرحوم آقامیرزا مهدی(پدرزن آیه‌الله گلپایگانی) که حوزه را اداره می‌کرد و همه کاره حوزه بود، با این کار مخالفت کرد و توانست که منع کند. استادهای ما گفتند که ما نمی‌ توانیم درس بدهیم؛ من هم قهر کردم و برگشتم سامرا!»
نقطه عطف زندگی علامه
مراجعت علامه به سامراء و حضور در حوزه درسی میرزای بزرگ، شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو، فصل مهمی را در تفکر این نواندیش حوزوی رقم زد.
سبک آموزشی که میرزای شیرازی در سامراء پایه ریزی نمود، به مکتب سامراء معروف شد. میرزا تحولات عجیبی را در نوع نگرش به تعلیم و تربیت در حوزه پدید آورد. میرزای شیرازی، فلسفه، حدیث، تفسیر، کلام و… را توأمان با فقه و اصول، در برنامه های درسی حوزه سامراء گنجاند و در کنار تحصیل، تهذیب نفس و چگونگی تعامل با مردم، اعم از مخالف و موافق را نیز سرلوحه آموزش های حوزه قرار داد. بدیهی است که تأثیرات شگرفی که چنین فضای علمی بر روح بزرگ علامه گذاشت، وی را به عنوان شخصیتی کم نظیر، صاحب سبک و اندیشه در عرصه علم مطرح نمود.
از طرف دیگر، اطلاع علامه از شرایط فکری، سیاسی و اجتماعی ایران و درک فشار و خفقان رضاخانی و همچنین بازگشت ایشان به سامراء، که مقارن با اوج فعالیت احزاب و جریان های سیاسی و فرهنگی در عراق بود، همه دست به دست هم داد تا مسیر حیات علمی علامه به گونه ای رقم بخورد که تمام هم و غم علامه، فعالیت در راستای بهبود زندگی شیعیان و به طور کلی مسلمانان باشد.
فصل پربرکت تلاش‌های علمی و فرهنگی علامه
در آن بحبوحه، علامه بزرگوار در سایه حمایت بی دریغ آیت الله سید محسن حکیم شروع به فعالیت علمی و فرهنگی مورد نظر خود نمود. توجه به عقب ماندگی های مسلمانان و ظلم هایی که در طول تاریخ بر ایشان رفته بود و درگیری های بین فرقه ای که توان اسلام را کاهش داده بود، منشأ تحقیقات این متفکر نوگرا گردید. تحقیقات ایشان در حوزه تاریخ نتایج غیرقابل پیش بینی را برای جهان اسلام به دست آورد.
هر چند تحقیق در مسائل تاریخی شبیه به تیغی با دو لبه برنده است، همان گونه که ممکن است با روشن کردن پاره ای از حقایق راه دفاع از دین را هموار نماید، از طرفی دیگر ممکن است برخی از عقائد عامه را که با خرافه آمیخته شده را تخریب کرده و منجر به ناخرسندی عده ای گردد.
اما به هر حال علامه عسگری بی هیچ واهمه و ترسی از این خطرات، محققانه و بدون هیچ گونه تعصبی درصدد آشکار نمودن حقائق اسلام و زندگانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان الگوی مورد اعتماد تمام مسلمانان بود. علامه عسکری با بررسی تحقیقی تاریخ، مسائل جدید را حل می نمود و در شمار کسانی بود که با این نوع نگاه به تاریخ، حرکتی موثر در عالم تشیع ایجاد نمود. علامه از نگاه های سطحی و دیدگاه های عوامانه گریزان بود و رمز موفقیت او در کشف تحریف های تاریخ و ستم هایی که بر آن رفته، همین بوده است.
اصلاحات و ابداعات علامه عسکری در هر دو زمینه علمی و عملی صورت گرفت. علامه عسکری در فعالیت های عملی خود دست به تأسیس دانشکده ای کارآمد و مدرن به نام اصول الدین در بغداد زد.
پی بردن علامه به روش تعلیم و تربیت در ممالک شرقی
علامه بر این واقعیت واقف گردیده بود که تحصیل و تدریس به شیوه ای که مستشاران غربی برای نظام آموزشی شرق ترتیب داده اند، پاسخ گوی مسائل روز افزون جامعه اسلامی و تحولات آن نیست و یکی از علل عقب ماندگی شرقیان همین نظام آموزشی است؛ بنابراین تصمیم گرفت با عده ای از همفکران خود دست به تحول و تغییر درسبک آموزشی حوزه بزند و به آن معلوماتی اضافه نماید که در ترویج مکتب حقه جعفری به توان بدان اتکا نمود.
جناب علامه درباره انگیزه تأسیس دانشکده این گونه می فرماید: «در مدتی که بغداد بودم، متوجه شدم آقایانی که به خارج می ‌فرستیم، نمی ‌توانند تبلیغ کنند. بنابراین به این فکر افتادم که دانشکده‌ ای را تأسیس کنم به اسم علوم قرآن و حدیث و کسانی را برای تحصیل از خارج بیاوریم و پس از اتمام دوره، به آن‌ ها گواهی‌ نامه بدهیم تا برود آن جا و تبلیغ کند.
برای این منظور دانشکده اصول دین را در بغداد تأسیس کردیم و اعلان کردیم که چهل نفر را به خرج دانشکده قبول می‌ کنیم. وضعم در عراق بهتر از ایران بود؛ معروف ‌تر بودم و برنامه سیاسی و علمی داشتم. ما پنج نفر در کاظمین و بغداد بودیم که برای حقوق شیعیان، با پشتیبانی آنها با دولت مبارزه می‌ کردیم. شبیه کاری که مرحوم بهشتی و مرحوم مطهری در دوران مبارزات داشتند، ما هم در عراق داشتیم. هم کار علمی داشتم، هم کار سیاسی.»[۱]
دروس تفسیر، حدیث شناسی، عقاید و کلام تطبیقی اسلامی با دعوت از اساتید بزرگ آن دوره، در این دانشکده تدریس می شد؛ هر چند متاسفانه این بدعت مثبت با کودتای حزب بعث و تحت تعقیب قرار گرفتن علامه از طرف حکومت، به تعطیلی کشانده و ناکام ماند.[۲]
بیش از پنجاه کتاب ارزشمند از این عالم فرزانه
اما از اقدامات علمی علامه در جهت ترویج مذهب حقه جعفری می توان به بیش از پنجاه کتاب ارزشمند از این عالم فرزانه اشاره نمود. اعتقاد علامه وحدت اسلامی و تقریب بین مذاهب بود و بر اساس همین اعتقاد دست به نگارش مکتوبات ارزنده ای زد. در نظر او اگر شیعه از تهمت های تاریخی رهانیده شود، آن هنگام است که سخنش مقبول می افتد. در طول تاریخ با این افترائات بود که دشمنان اسلام توانستند میان شیعه و سنی کینه و عداوت ایجاد نمایند.
اگر پیشانی شیعه از تهمت های ناروا پاک گردد و برادران اهل سنت، شیعه را بشناسند، همه دشمنی ها کنار می رود. بنابراین هم و غم خود را صرف کشف و رفع این ستم ها به شیعه کرد. مجموعه این تلاش ها در اکثر آثار قلمی و اجتماعی ایشان پدیدار است و زحمات وی در راستای ایجاد فضایی سالم، به منظور فراهم کردن وحدت اسلامی از شاخصه های اصلی این آثار می باشد.
وجود علامه وقف اهل بیت(ع) بود
علامه که خود را فرزند صدیقه طاهره علیها السلام می دانست و وجود پربرکتش را وقف اهل بیت علیهم السلام نموده بود، توانست با نگرش تحقیقی خود در تاریخ، مهمترین تحریف تاریخی نسبت به شیعه را با ظرافتی خاص آشکار سازد. تهمتی که سال ها و در حقیقت قرن ها بر پیشانی شیعه به دروغ، داغ زده بودند.
در نظر علامه عسکری زمانی که رسول خدا رحلت فرمود، منافقان و فرصت طلبان برای ایجاد اختلاف و نفاق بین صفوف مسلمین فعالیت خود را دو چندان کردند. زیرا دیگر بیمی از وحی نداشتند که ریاکاری های ایشان را رسوا نماید. برخی از مغرضین هم در این میان، مقام نبوت و رسالت را در حد یک مجتهد پایین آوردند تا اصحاب را همسنگ او قرار دهند تا محملی برای اقدامات چندش آور آن قبیل اصحاب تراشیده شود. برخی در روایات سیره و تاریخ، به قدری نعل وارونه زدند که جای شب و روز، ظالم و مظلوم عوض شود. این موجب گردید تا اسلام بد آموخته شود.[۳]
مجاهدت‎های علمی علامه
علامه عسکری با کنکاش در مجموعه این روایات رسیده از صحابه، با اثبات جعلی بودن شخصیتی به نام عبدالله بن سبا، شیعه حقیقی را به جوامع علمی جهان اسلام شناساند. جهانی که همگی بر این باور غلط با تکیه بر این احادیث جعلی، سرسختانه معتقد بودند.
این حرکت علمی علامه یعنی نگارش کتاب عبدالله بن سبا، مایه مسرت علمای اعلام آن دوره گردید و حتی تعجب ایشان را بر می انگیخت. علامه بزرگوار درباره این موضوع می فرماید: «…به کاظمین رفتم، این مجموعه را به شیخ راضی آل‌یاسین صاحب کتاب صلح امام الحسن علیه السلام که با هم دوست بودیم، نشان دادم. ایشان در مجلسی که عصرها علمای عرب دور هم جمع می‌ شدند، نشسته بود. وقتی این را دید، ایستاد و گفت: «اعرفتَ ماذا سمعت؟ رفعت عارا عن جبین الشیعه من یعرف سیف سمی عبدالله بن سبا!»
مرحوم جدّ ما، آقامیرزا محمد به من گفت: آقا مرتضی! اگر بتوانی این را اثبات کنی، کار خیلی بزرگی کرده‌ ای. مرحوم سیدمحمدجمال هاشمی هم با حالت ناباوری و تعجب گفت: بعد از ۱۲۰۰ سال، می‌خواهی این را انکار کنی؟[۴]
با چاپ این کتاب ناگهان اعتبار مطالبی که در طول قرون گذشته در میان اهل تسنن مشهور بود و میان نسل ها منتقل می شد، دچار لرزه و خدشه گشته و بناهای اعتقادی که امثال طبری آنرا بنا نهاده بودند، تخریب شدند و مشخص کرد که به صحت این حوادث نمی توان اطمینان داشت.
بازخورد مثبت آثار علامه(ره) در میان امت اسلامی
پس از انتشار آثار علامه، بازخورد مثبت این کتب در میان امت اسلامی بسیار به چشم می آمد. علامه توانست با کمترین هزینه، بیشترین بازدهی را برای شیعه به دست آورد. کتب علامه دست به دست می چرخید و خوانده می شد؛ نقدهایی نیز بر آن نگاشته شد؛ اما به لطف خداوند همگی تلاش هایی مذبوحانه بود. علاقه به تشیع پس از انتشار این آثار در میان امت اسلامی رو به فزونی نهاد. علامه درباره کتاب صد و پنجاه صحابی ساختگیاعتقاد دارد که: «این کتاب تأثیر زیادی در دنیا داشت. البته بعد از نوشتنش پشیمان شدم و احساس کردم با نوشتن یکصد و پنجاه صحابی ساختگی دفاعی از اهل‌بیت(ع) نکردم.
اما بعدا که این کتاب منتشر شد و در مصر و سایر جاها بسیار اثر کرد، به اهمیت و اثر آن پی بردم. مثلاً به دلیل این که گواهی‌نامه دانشکده اصول دین را در عراق ارزیابی نمی ‌کردند، با دانشگاه الأزهر مصر قرارداد فرهنگی بستیم که هر سال شماری دانشجو با هزینه دو مرکز، مبادله گردد و از سوی دانشگاه الأزهر گواهی کارشناسی ارشد داده شود. یک سال بعد وقتی که سه تن از مدیران مدارسم را برای اجرای قرارداد به الأزهر فرستادم، کتاب خمسون مأه صحابی المختلق در مصر صدا کرده بود.
برای همین مدیر الأزهر که فرد متعصبی نبود، وقتی دید نمی‌تواند قرارداد را اجرا کند، سه نفر از علمای الأزهر را تعیین کرد تا رسما نظر بدهند. اینها تحت تأثیر این کتاب گفته بودند: «شرف الدّین طلّ ابوهریره و العسکری طلّ خمسون مأه صحابی المختلق ما بدن إلاّ أن نأخذ الائمه(ع) بطاع الشیعه.»[۵]
دغدغه اصلی علامه
دغدغه همیشگی علامه بزرگوار این بود که در کنار وحی بیانی(قرآن)، باید به وحی غیر بیانی(سنت و گفتار معصومین) هم پرداخته شود. این کار را بدون هیچ تعصبی با بررسی کتب شیعه با تکیه بر کتاب و سنت و احادیث و نیز اهل سنت یا به قول خودش مکتب خلفا را هم به بوته تحلیل و نقد کشاند و این عدم تعصب باعث شد که کتب او حتی برای اهل تسنن، مرجع قابل اعتمادی بشمار برود. البته بیان روشن و نثر بسیار روان علامه که خواننده را به سوی خود می کشاند، وی را در این امر به میزان زیادی یاری کرده است.
هر چند انگیزه ابتدایی علامه در تحقیق تاریخی اش انکار شخصیت عبدالله بن سبا و شناساندن صحابی های ساختگی نبود، اما همین دقت عجیب ایشان در متون، نتیجه ای شگرف برای شیعیان به وجود آورد. اما با تمام این تفاصیل، همان گونه که پیش تر گفتیم، گاهی تحقیقات این محقق نامدار جهان اسلام موجب ناخرسندی عده ای می شد و به راحتی تمام، تلاش های شگرف این عالم وارسته تحت الشعاع قرار می گرفت.
حجت الاسلام جعفریان در این باره این گونه اظهار نظر کرده است: «این تجربه نشان می‌دهد که اولا ما اعتبار محققان خود را صرفا به خاطر بیان برخی از دیدگاه ‌ها از میان می‌بریم و آنان را وادار به توبه ‌های شگفت می ‌کنیم؛ در غیر این صورت او باید به طور کل میدان را ترک کند.
دوم آن که در ادامه این فضاها، محققان بعدی تکلیف خود را دانسته و نوعی خودسانسوری شدید در زمینه تحقیق و نظریه‌ پردازی جدید خواهند داشت. در این صورت ما از نعمت پیشرفت علمی در این زمینه محروم خواهیم ماند. علاوه بر آن که فضا برای کسانی باز خواهد ماند که با استفاده از این میدان راه را برای طرح دیدگاه ‌های عجیب و غریب خود باز خواهند دید.»[۶]
هر چند علامه بزگوار سید مرتضی عسکری با این نامهربانی ها مواجه بود، اما همان گونه که بدون تعصب تحقیق می کرد، بدون تعصب هم نسبت به عقائد غلط موضع می گرفت و از هیچ کس و هیچ چیز ترسی به دل راه نمی داد و به انصاف باید گفت که مسلمانان تا مدت ها باید بر سر خوان فکری این اندیشمند فرزانه، حقیقت و واقعیت را جستجو کنند.

سید علی آقایی

۹۷۵/۷۰۲/ر


[۱] مجله پژوهش و حوزه، بهار ۱۳۸۱، شماره ۹، مصاحبه با علامه عسکری، ص ۶۲٫
[۲] مجله کتاب ماه دین، اردیبهشت ۱۳۷۷، شماره ۷ و ۶، مقاله آیت الله علامه عسگری، ترجمه و نگارش دکتر مهدی بهشتی، ص ۱۲٫
[۳] کیهان فرهنگی، دی ۱۳۸۰، شماره ۱۸۳، مقاله کتابشناسی علامه عسگری، ص ۲۱٫
[۴] مجله پژوهش و حوزه، بهار ۱۳۸۱، شماره ۹، مصاحبه با علامه عسکری، ص ۵۸- ۵۹٫
[۵] همان، ص ۶۳٫
[۶] مقاله فاضل ارجمند حجت الاسلام رسول جعفریان درباره علامه عسگری، پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران به نشانیwww.historylib.com.

 

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها