امروز: یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
کد خبر: 25888
تاریخ انتشار: ۳:۱۴ ب.ظ - سه شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۹
چاپ این نوشته
Share

استاد اکبر نژاد، از اساتید برجسته حوزه علمیه در توصیه ای به طلاب انقلابی گفت: حوزۀ انقلابی، میدان شعارهای انقلابی و عرصۀ بیانیه‌های سیاسی نیست، حوزه انقلابی، فراتر از اینهاست و بس گران‌بارتر و مسئول‌تر. حوزه ای است، خاستگاه انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی.

به گزارش مباحث، متن بیانیه استاد اکبرنژاد به طلاب انقلابی به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم
?حوزۀ انقلابی، میدان شعارهای انقلابی و عرصۀ بیانیه‌های سیاسی نیست.
?حوزه انقلابی، فراتر از اینهاست و بس گران‌بارتر و مسئول‌تر. حوزه ای است، خاستگاه انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی.
?حوزه ای است که اندیشمندان آن، علم اداره جامعه را تولید و تمدنی را به عالم عرضه می کنند که بتواند مدنیت های مدرن غربی را شرمسار کند و به اعتراف وادار.
?حوزه ای است که دانش آموختگانش را در مکاسب شیخ انصاری(ره) و اقتصاد دِرهم و دنیاری۱۵۰ سال پیش، متوقف نمی کند؛ تا ده ها هزار طلبه، مکاسبی را بیاموزند که ربط آن را با اقتصاد جامعه خود درک نمی کنند!
?حوزه ای است که چند صد سال در ایستگاه شرح لمعه، رسائل و کفایه بیتوته نمی کند تا طلبه اش مجبور باشد روزش را با گشودن گره ها از عبارات کور به شب رساند.
?حوزه ای است که عمر طالبان فقاهت را در زوائد اصول تباه نمی کند و ذهن نقادشان را در مسائل پیش پا افتاده و بی ثمر درگیر نمی کند. مسائلی چون وضع و اقسام آن، معنای حرفیه، حقیقت شرعیه، صحیح و اعم و مشتق، امر به امر، مقدمه الواجب، مساله ضد و استصحاب کلی و…
?آری! حوزه ای است که به جای این دست زورآزمایی های علمی نافرجام و بی ثمر؛ ضرورت های جامعه اسلامی و نظام ولایی را سرلوحه برنامه های خود قرار می دهد و در التهاب آنها خواب شب را بر خود حرام می سازد.
?حوزه ای است که ساختار آموزشی آن چنان فرسایشی و دیر بازده نیست، تا طلبه پس ده یا بیست سال، گرفتار بحران هویت شود و نداند که در کجای جامعه و در چه موقعیتی باید قرار گیرد!
?حوزه ای است که به جای گذشته پرستی و تحجر و جمود بر داشته هایش، درهای خود را به روی افکار نو بگشاید و از نوآوران و اندیشمندان خلاق با آغوشی باز استقبال نماید. نه آنکه آنان را به چوب نادانی و بدعت و سوء نیت براند و میدان را از سوخته‌دلان و دوراندیشان خالی کند.
?برادران من؛ حوزه ی ما کی می خواهد بیدار شود و برای یاری انقلاب غریب کمر همت ببندد؟ آیا تا وقتی که من و شما زینۀ المجالس آقایان هستیم و حضرات، کم کاریهای خود را با سخنرانی های غرّاء در همایش ها سرپوش می گذارند، آب از آب تکان خواهد خورد؟! آیا تا زمانی که ما خاکریزی برای پنهان شدن مسئولان حوزه هستیم، کاری از پیش خواهد رفت؟! آیا وقت آن نرسیده که از مسئولان محترم و بزرگان حوزه، در کمال ادب، نزاکت و با حفظ تمام اصول اخلاقی و طلبگی و در عین حال مطالبه گرانه، بپرسید که: راستی شما که سالها زمام امور حوزه را در اختیار داشتید، برای انقلابی شدن حوزه به معنای واقعی آن، چه قدم هایی را برداشتید؟!
?بر روی کره خاکی، از پنج قاره بزرگ، ایران و از ایران عزیز، شهر قم و از قم هم، حوزه علمیه نصیب ما حوزویان شده است. آیا غیر علمای بزرگوار، عناصر دیگری در برنامه‌ریزی حوزه دخالت دارند که سؤال خود را نزد آنان ببریم؟ اگر حوزه در اختیار علمای بزرگوار بوده، برای این حوزه چه کرده اند تا الگوی سایر جوامع باشد و برای آنها وسوسه انگیز و دلربا! آیا مدیریت حوزه، چنان راهگشا و توفیق‌آمیز بوده است که بتوانیم از مسئولین کشور و بلکه از جهانیان دعوت کنیم تا از ما الگو بگیرند و راه و رسم مدیریت را از مدیران ما بیاموزند؟ آیا نظام آموزشی ما آن‌چنان نخبه‌پرور و پاسخگو هست که همۀ نهادهای آموزشی کشور، چشم از ما برندارند و پا در جای پای ما گذارند و تجربه‌های ما را ارج نهند؟ آیا سیستم اداری و بروکراسی حوزه، کمتر از کاغذبازی‌های سازمان‌ها و نهادهای دیگر است که اسوه آنها شود؟
?آیا وقت آن نرسیده است که همه یک صدا از بزرگان خود سوال کنیم؛ شما بزرگواران و اساتید گرانقدر که ماهها از وقت خارج‌خوانان حوزه را در حلّ مسائل بی‌ثمری همچون «مقدمۀ واجب» می ستانید و با دقتی مثال زدنی همه خبایا و زوایای آن را می کاوید؛ آیا برای سرنوشت تمام طلبه ها و اصلاح نظام تربیتی، پژوهشی و آموزشی حوزه های فلک زده، به اندازه نصف همین زمان و انرژی صرف کرده اید؟ آیا مسأله ای مانند معاش طلبه ها هم، به اندازه بررسی برخی دیدگاههای متروک و تاریخ گذشته برایتان مهم بوده است؟
?آیا وقت آن نرسیده است که در کمال ادب، اخلاص و احترام از مدیران حوزه؛ از بزرگوارانی نظیر آیات استادی، مقتدایی و بوشهری(حفظهم الله) سوال کنیم: شما که هم انقلابی بودید و هم از آن دم می زدید، چه قدم هایی را برای انقلابی کردن حوزه برداشتید؟ نباید بپرسیم که چرا کمیسون تحول در دوره مدیریتی آقای مقتدایی تنها پس از چند جلسه (بخوانید دو جلسه) تعطیل شد و پس از تشریف فرمایی مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در سال ۸۹ مجددا افتتاح و چندی بعد نیز برای همیشه به محاق رفت؟ آیا نباید سؤال کنیم که جناب آقای بوشهری که خود مسئول ستاد تحول حوزه بودند، چه کارهای فاخر و قابل رؤیتی را به ثبت رساندند؟
?آیا نباید بپرسیم که چرا چهار سال تدرس رسائل و مکاسب و کفایه، شش ساله شد؟ رهبر معظم انقلاب فرمودند کل دوره مقدمات و سطح عالی را در پنج الی شش سال تمام کنید تا طلبه زودتر وارد درس خارج شود. گذشته از این، شما چه خیری در این کتاب‌ها دیده‌اید که همچنان بر آنها اصرار دارید که طلبه باید خط به خط آنها را بخواند و عبارات آن را کالبدشکافی کند و…؟ آیا خستگی طلبه‌ها را نمی‌بینید و از دل‌زدگی آنان خبر ندارید؟ این بود معنای تحول‌خواهی؟ این است نتیجه آن گفت‌وگوها؟
?بزرگان ما تا کی می خواهند انقلابی سخن بگویند و غیر انقلابی عمل کنند؟! تا کی می خواهند از طلبه ها تنها به عنوان مستمع و زینۀ المجالس بهره بگیرند؟ آیا وقت آن نرسیده است که به آنها باور پیدا کنند و در تصمیم گیریها از ایشان نظر بخواهند و به خواست و میل آنها هم اندکی ارزش قائل شوند؟ تا کی باید از تکه نان مشتبهی احتراز کنند؛ اما نسبت به سرنوشت تمامی طلبه ها و جامعه اسلامی، بزرگترین بی احتیاطی ها را مرتکب شوند؟
?برادران من؛ بی شک مطالبه گری، روشنگری و نظریه پردازی به عنوان تنها راه خروج از رکود علمی و اجتماعی حوزه، هزینه هایی را نیز به همراه دارد. این هزینه خواه ترس از دست دادن کرسی درس باشد یا اتهام جهالت و نادانی یا بدعت گذاری یا جسارت به بزرگان دین و یا حتی برخوردهای حقوقی؛ باید بدانیم که اینها همه هزینه رسیدن به مقام مجاهدین است. اینها همه زیور اولیای الهی است. نباید از تهدیدها و توهین ها هراسان شد و با توپ و تشرها عقب نشست. بی گمان حضرت ولیعصر(عج) به سربازانی که تجلی گاه این آیه شریفه اند می بالد: «یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»(مائده،۵۴)
محمد تقی اکبرنژاد،۷بهمن۹۵

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها