امروز: پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 18036
تاریخ انتشار: ۹:۰۷ ب.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۵
چاپ این نوشته
Share

در مرکز ما از صفر تا صد تبلیغ خارج از کشور را برنامه‌ریزی کردیم/فضاسازی‌ها را دست‌کم نگیرید اینکه ما برای حضور معنوی جوان‌ها فضاهایی را آماده کنیم، آن‌ها راهشان را پیدا میکنند

 
 به گزارش مباحث،
لطفا کمی از خودتون بگویید و بگویید چی شد رفتید به سمت روحانیت و تبلیغ دین؟

اینجانب نه پدر و نه هیچ کدام از بستگان نسبی و سببی ما روحانی نبودند ولی علت این بود یک چیز بود؛ البته زمینه‌های مذهبی خوبی در خانواده ما بود و مخصوصا پدر من ولی یک آقای در اصفهان هست به نام حاج آقا مهدی مظاهری الان خیلی در کهولت سن به سر میبرد ایشان غیر از اینکه ۶ موسسه خیریه بزرگ مثل خیریه ایتام و دارالقرآن را تاسیس کرده و صدای خیلی گرم و دلنشینی دارد. ایشان شبهای ماه مبارک یک یا ۲ ساعت بعد از افطار دعای ابوحمزه و در بین برنامه‌های دیگر را شروع میکند تا سحر ما از روی علاقه‌ای که به این دعا داشتیم.

با یکی از دوستانم حدود۳۰ شب را شرکت میکردیم و این‌طوری شد که من در بین دعای حمزه یک روحانی سید خیلی با معنویت جوان و خوبی را دیدم و به دوستم گفتم که بریم روحانی شویم و بالاخره چقدر رفتیم و برگشتیم مخالفت‌ها و موافقت‌ها ولی بالاخره همین بود که جرقه‌ای زده شد که روحانی شویم و از آن لحظه تا الآن هیچ وقت پشیمون نبودم و هزار بار دیگر برگردم دوباره همین مسیر را میروم اگر چه خودم را خیلی موفق نمیدونم ولی مسیر، مسیر خوبیست.

میخوام عرض کنم فضاسازی‌ها را دست‌کم نگیرید اینکه ما برای حضور معنوی جوان‌ها فضاهایی را آماده کنیم، آن‌ها راهشان را پیدا میکنند؛ لازم نیست که ما خودمان  همه کار را بکنیم ما ناتوان‌تر از این هستیم که بتوانیم تو دل کسی را تصرف کنیم ولی اینکه سفره را پهن کنیم این خیلی مهمه این کار اصلی ماست.

بفرمایید در حوزه کدام اساتیدتان در شما بیشتر تأثیر گزار بوده‌اند و از کدامین اساتید الگو گرفته‌اید.

ما اساتید خوبی داشتیم آیت الله محمدکلباسی بزرگ از نوادگان حاجی کلباسی بزرگ که ایشون یکی از شاگردان بزرگ آیت الله بروجردی بود …و یکی از اساتید بزرگ اصول بود آیت الله احمد امامی یک از شاگردان امام بود. آیت الله مظاهری و… .

ولی استاد منصورزاده (استاد معانی بیان و بخشی از شرح لمعه ما که به غیر از اینکه استاد ما بود یکی از مبلغان بزرگ و موفق بود به که ۳۰ سال دبیر آموزش و پرورش بود و هم منبری بسیار موفقی بود) و بیشترین مسائل و تجربیات تبلیغ را اعم از مردم‌‌شناسی و به لحاظ سخن گفتن با ادبیات معمول مردم استفاده خیلی جدی از طنز و … را از ایشان آموختم.

ولی این را بدونید تبلیغ همش منبر نیست؛ خیلی از طلبه‌های ما اشتباه میکنن که تمام همتشون را صرف میکنن که منبری خوبی بشوند در حالی که ما مبلغین بسیار خوبی داریم که اینها منبری نیستند اما معاشرت‌هاشون با مردم و حضورشون در متن جامعه به لحاظ راهنمایی‌ها و حسن معاشرتی که دارن خیلی تاثیر گزارتر بوده است.

یکی از نکات بسیار مهم تبلیغ و آن چیزی که ما یاد گرفتیم از آقای منصورزاده که آدم در منبر خیلی خودش را به تکلف و زحمت نیاندازد؛ این سخنرانی‌های خیلی لفظ قلم و همراه با فریادهای مشمئز کننده و رسمیت بخشی‌های آنچنانی به منبر، اینها باعث میشود که هم خود شخص اذیت بشود هم ارتباط کمتر برقرار بشود. ممکنه ظاهر کار خوب باشد اما خطیب هر چه به مخاطب نزدیکتر باشد تأثیرگذاری بیشتر است: مثل اینست‌که منبر را جایی بزارید که از مخاطب ۱۵ متر فاصله داشته باشد ارتباط کلامی هم همینطور است. هر چی امکان دارد باید با مردم با ادبیات خودشون صحبت کنیم مثلا از مثال‌های کوچه بازاری‌شان استفاده کنیم. ضمن اینکه مبلغ کار خودش را انجام میدهند و به هر حال محمل ادبیاتش هم همه کس فهم باشد.

یکی از قمی‌ها میگفت ما بعد از ۱۰ – ۱۵ سال، فهمیدیم که «ذات اقدس اله» در سخنرانی‌های استاد جوادی آملی یعنی همان خدا (یک واقعیتیست) لذا هر چه آدم نزدیکتر بشود بهتر است. این استادی که ما داشتیم اینچنین بود که با لفظ شیرین اصفهانی خیلی صریح‌گویی می‌کرد؛ صحیح و روان و معمولی صحبت می‌کرد.

نکته دیگر در تبلیغ اینکه ما خمیر مایه اصلی‌مان برای مخاطب همان قرآن و حدیث است. برخی از منبرها خالی از این دو است. در حالی که حدیث نور است و به هر اندازه بیشتر این احادیث به مردم عرضه بشود هم اعتماد و هم تأثیرگزاری بر مخاطب بیشتر می‌شود. ما خودمان را خیلی دخیل نکردیم. میخواهم عرض کنم سهم‌مان باید صرفا عرضه کننده تولیدات باشد ما باید نیازها را تشخیص بدهیم، پردازش کنیم، گزینش کنیم؛ این که بتوانیم نیاز مردم را تشخیص بدهیم بالاترین هنر مبلغ است. اگر بخواهیم خودمان تولید محتوا بکنیم کم می‌آوریم… ما محتوای غنی‌تر و جذابتر از قرآن و حدیث نداریم و در هیچ موضوعی هم دستمان خالی نیست.

یک مبلغی داشتیم چند وقت خیلی اسرار می‌کرد که برود زندان نماز بخواند فرستاده بودنش برود یک کمپ که مال معتادین (هروئینی‌ها ) بود در مبارکه که ۱۲۰ کیلومتر از اصفهان فاصله داشت. گفت یک روز بیا اینجا ما را ببین، رفتم که بین دو نماز یک صحبتی بکنم ناگهان چند حدیث از مستدرک وسائل الشیعه تو ذهنم اومد که:  پیامبر اکرم (صلى‏ الله‏علیه ‏وآله) فرمودند: سَیَأتی زَمانٌ عَلى اُمَّتی یأکُلونَ شَیئا اسْمُهُ البَنجُ ، أنا بَریءٌ مِنهُم و هُم بَریئُونَ مِنّی ؛ [ مستدرک الوسائل ، ج ۱۷ ، ص ۸۵ .]

پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :زمانى فرا مى‏رسد که امّت من چیزى به نام «بنگ» استفاده مى‏کنند . من از این گروه بیزارم و آنان از من دورند . و دیگری: سلّموا على الیهود و النّصارى و لاتسلّموا على آکل البنج یعنی: به یهود و نصارا سلام کنید، ولى به معتاد به بنگ، سلام نکنید! خیلی تنده البته خیلی با مقدمه گفتم این راننده‌ای که ما باهاش رفته بودیم می‌گفت حاج آقا این حدیث را که میخواندی همه نچ نچ میکردند و می‌گفتند راستی حدیث هم داریم! و میگفتن که این نظام، این تلویزیون که مال آخونداست اینها می‌خواهند که ما خوشمان نباشد ولی قطعا از اول میدونستیم که قضیه خدا پیغمبریه قطعا ملاحضه بیشتری میکردیم.

بهترین موضوع برای منبر در جامعه کنونی فکر میکنید چه باشد ؟

ببینید حدیث در بین طلبه‌های ما کم‌رنگ است اگر ما یک کتاب حدیث بر داریم مطالعه کنیم در آن خواهیم دید که موضوعات نابی مطرح شده است در احادیث بهترین سوژه‌های تبلیغی که اگر ۱۰ ساعت هم فکر بکنم این سوژه به ذهنمان نمیرسد مطرح

جالب قضیه این است که همش خطبه و منبر نبوده نیازهای مردم بوده یه اتفاقی افتاده که این را گفتند یک نیاز بوده یعنی پاسخ به یک نیاز بوده اینها را دربیاریم .

آیت الله بروجردی فرمودند که حدیثهایی که در زمان چند ساله حکومت امیرالمؤمنین به ما رسیده به مراتب بیشتر از ۲۵ سال قبلش هست چرا چون مردم مراجعه نداشتند کسی نمی‌آمد سوال کند.

شما چه منابع حدیثی را برای مبلغان پیشنهاد می‌کنید که بیشتر به دردشون بخوره و در منبرها استفاده کنند.

یک چیز خیلی شسته رفته؛ ۴۱۹ موضوع حدیثی در میزان الحکمه که عصاره بیش از چند صد جلد کتاب حدیثی است . استاد ری‌شهری میگفت بیش از ۱۰ مرتبه بحار الانوار را دوره کردند ایشان میگفت تشکر می‌کرد از عیالش که دختر آیت الله مشکینی بودند که خیلی مراعات میکرد و زمان کتابت محیط خانه را آنچنان آرام نگه میداشت که حتی وقتی که می‌خواست چای بیاورد دمپایی‌هاش را میکند که صدا ندهد از پله‌ها می‌آمد بالا.

بالاخره از همان هدایت میشود به کتابهای دیگر مثل نهج البلاغه و غیره که جذابیت پیدا میکند

مطلب دیگر که عرض کنم اقتضائات محیطهای مختلف مخاطبان مختلف با هم فرق میکند ولی خمیرمایه یکی است یعنی اگر کسی جذابیت متون اسلامی را چشیده باشد آن رعایت اتقضائات براش آسان میشود فقط می‌ماند نحوه بیان و به کار گیری ضرب المثل‌ها و… که خیلی سخت نیست و شما اگر از آیات متناسب استفاده کنید؛ …آن مطلبی که در شبستان سنتی قدیمی یک مسجد در مشهد یا در یک دانشگاه مثل ادبیات تهران بیان می‌کنید… این رعایت اقتضائات خیلی سخت نیست به شرطی که آن خمیرمایه اصلی را رعایت کنید داشته باشید بعضی‌ها توی این مسائل شکلی گیر میکنند تو محتوا به نظر من آن وجدان‌ها و نیازهای اخلاقی و اعتقادی اینها مشترک است بقیه‌اش خیلی سخت نیست.

من نمیگویم صاحب نظر هستم من میگویم تجربه کردم. و تجربه من به من می‌گوید که آن مثلا حدیث را در جمع فضلای نجف که به ما گفتند پیش از ظهر در بین روحانیون کاروان‌ها و مداحان و کاروان‌ها صحبتی کنید من همان حدیثی که در مسجد گیسن آلمان جایی که پر از مخاطبان ایرانی و غیر ایرانی است. در آن‌جا کسی که اصلا مسجد نرفته و متولد کشور آلمان و حدیث نشنیده هم دارد و اقتضائات آن‌جا یک چیز دیگریست ولی آن آیه‌ای که خواندم در آن‌جا آن آیاتی که خواندم و بعضی احادیث مثلا ۱۰ ،۲۰ درصد ادبیات یا مثال و یا تطبیقشون فرق میکند یا تو فلان روستا بوده یا تو فلان دانشگاه بوده مثلا بازخوردش را که میگریم میبینیم بله همه میگن این مورد نیاز قطعی ما بوده و استقبال میکنن و تشکر میکنن اما اگر خلاف این را رفتار کردم و بیشتر پرداختن به مسائل جانبی بعدش سرسنگینی و غیره بوده و خداحافظ شما. و نمیاد سئوالاتش را بپرسه و انس بگیره و. ..

 در مورد روش ائمه و مساله آسیب‌‌شناسی تبلیغ هم نظرتان را بگویید؟

هیچ‌وقت هیچکدام از ائمه شبی در مسجدی یا خونه‌ای بیشتر از ۴۵ دقیقه سخنرانی نمی‌کردند اینکه ما درست کردیم تبلیغ ائمه چی بوده دیدم این را یه جایی منبعش را یادداشت نکردم که یک شبی در مسجد النبی حضرت بلند می‌شدند ایستاده برای مردم صحبت می‌کردند ایستادن در بین نماز پیداست که ۷ یا ۸ دقیقه بیشتر نمی‌شده است و قدم میزدند میرفتند در مقابل زنها و مطالبی که مورد نیاز آن‌ها بوده برایشان میگفتند شما صحنه را تصور کنید؛ مبلغی که اینجور عمل کند چه می‌شود؛ مثلا روزی در مسیری میرفتند شاخه را گرفتند تکان دادند برگ‌هاش ریخت به بقیه گفتند: نمی‌دونید این کار را چرا انجام دادم؟ می‌گفتند بفرمایید: این فردی است زمانی که برای نماز می‌ایستد گناهاش مثل برگ درختان میریزد. این از ۱۰ ساعت سخنرانی ماندگاریش بیشتره و علی هذا…

با توجه به اینکه شما کشورهای مختلف رفتید و تجربه زیادی دارید چه موضوعاتی میتواند موثر و مورد نیاز برای تبلیغ خارج از کشور  باشد

من شایسته این کار نبودم ولی ۳ مرتبه پاریس رفته‌ام ۲ مرتبه رم رفتم ۲ مرتبه میلان رفتم ایتالیا، اتریش چند مرتبه شهرهای مختلف رفتم البته برا منبر عرض می‌کنم بعضیاش هم تو خونه‌های مردم بوده مهمان مردم بودم و برخی در مسجد و حسینیه، همچنین اکراین، ترکیه، پاکستان، فیلیپین، چین و مکانهای متعددی موفق شدم بروم.

یکی از آسیب‌های جدی که مشترک هست بین همه ایرانی‌های خارج از کشور فروپاشی خانواده‌هاشون هست اینکه ما گمان می‌کنیم خانواده‌ی سالم و ساده‌ای که در اینجا زندگی می‌کند مصون از آسیب‌های فرهنگی است اینطور نیست! با کمال ناباوری؛ این‌ها وقتی که در یک محیط اروپایی و غربی قرار میگرفتند خانم‌ها تمرّد می‌کردند آن خانمی که اصلا کسی گمان نمی‌کرده که روزی چنین رفتاری داشته باشد و این نشان میدهد که آن فونداسیونش قوی نبوده، نشان میدهد که آن التزاماتی که باید باشد، آن باورهایی که طرف باید داشته باشد… این‌ها اصیل نبوده و لذا وقتی مواجه می‌شود با یک فضا و محیطی که می‌بیند اگر امروز از شوهرش جدا شود به او خونه مستقل و حقوق مکفی می‌دهند و با مردهای دلخواه خودش هم میتواند رابطه داشته باشد… نمی‌گویم اکثر و نمی‌گویم همه … ولی عده قابل توجهی شان خانواده را به هم می‌زنند. و این نشان میدهد که ما باید اینجا سرمایه‌گزاری‌مان زیاد کنیم آن هم هدفمند و تأثیرگذار باشد نه دیمی و عمومی! روی مباحث خانواده زیاد کار کنیم که این ارتباطات رو به گسترش است اینطور نیست که بتوانیم رفت و آمدهای خارجی را کنترل کنیم نه! خیلی زیاد است.

 همچنین پس از این دو سه دهه انقلاب همه گروههای سیاسی و گرایش‌های مختلفی که هستند همه دارند تلاش میکنند که این چند میلیون ایرانی را مرتبط کنند با فضای داخلی این ارتباطات ضمن اینکه خیلی برکات دارد خیلی مفاسد و همچنین آسیبهای زیادی هم دارد و آن این است که می‌بینم دیگر مثلا آن پسر متولد فرانسه یا بلژیک آمده است از اینجا یک دختر بردارد ببرد… حالا یا به خواست پدر و مادرش یا توصیه‌هایی که شده یا دیده که آن‌جا دختر اهل زندگی نیستند. خوب این یعنی این که ما عرض به حضورتان داریم یک گسترش روابط خیلی عمیقی پیدا میکنیم که اگر این روابط این اعتقادات و این باورها محکم نشود بعدش خیلی… مثل فنری که مدتها اینجا روش فشار اومده آن‌طرف که می‌رود احساس می‌کند روش همش فشار بوده یکدفعه آزاد میشود.

در این زمینه (فروپاشی خانواده‌ها) برای مطالعه چه منابعی پیشنهاد می‌کنید؟

ببینید من تنها کتابی که در این سالها برایم جالب بوده همین کتاب روایی عوامل تحکیم خانواده آیت الله ری‌شهری است. چون مملو از حدیث است. چون وقتی روی منبر حدیث بخوانید اینها خیلی نکات مهمی  است که ما ساده از کنارش میگذریم که شوهر بر زنش این است (عذر خواه این حدیث است دیگه) که وقتی زن شب می‌خواهد بخوابد حتما خودش را برهنه کند و حتما تماس پوستی با بدن شوهرش داشته باشد اگر شوهر خواست نزدیکی بکند نخواست بخوابد. نودونه و نیم درصد از مردم سنتی ما باور ندارند که در کلام ائمه چنین چیزهایی هست! یعنی خیال میکنند فقط توصیه به نماز و روزه است و یک روضه امام حسین (ع) و بعد هم گریه کنیم، زیارت برو حج برو…  ولی من روی منبر، جمعیت زیاد بود ولی محیط آرامی بود، تو خونه‌ای بزرگ و قشنگ که همینطور منبر می‌رفتم یک وقتی رسیدم به این حدیث:  و انّ الرّجل لیوجر فی رفع اللقمه الی فم امراته (مرد لقمه بگیره بزارد در دهان همسرش همین عشق و عاشق بازی هایی که جوانها در می‌آورند توصیه پیغمبر (ص) است) وسط روضه یکی از خانمها از زیر چادر بلند گفت:« به»… یک خنده‌ای راه افتاد… خوب ببینید اینها هست دیگه راجع به بوسیدنش هست لازم نیست اینها را هر جا بگوید … تو حرم امام رضا (ع) روی منبر هم بگوید ولی اینا گفته نشده… یعنی اونی که میخواد را همین اینجا هست.

طلبه‌ها چطور می‌توانند برای اعزام به خارج از کشور مرتبط بشوند؟

ببینید خارج از کشور لایه‌هاش متفاوت است. خارج از کشوری که الان معمول بین طلبه‌هاست ارتباط با ایرانی‌هاست ولی خوب چیز مهمی نیست. کل اعزام مبلغ سازمان فرهنگ و ارتباطات در یک فصل تبلیغی ۴۰ نفره بیشتر نیست این ۴۰ نفر هم امثال استاد راشد یزدی و… که بعضیاشون هم مشهور نیستند (البته بزرگوارند آقایون می‌خوام بگم سازکار این  است.) کجا میرن…مثلا میروند فرض بفرمایید تو وین تو مرکز امام علی یک هتل برایشان می‌گیرند یا تو سفارت میگیرند شبها یک منبر سنتی… حالا ممکنه غیر ایرانی‌ها مثل افغانی‌ها هم بیان  عربها هم بیان… بعد هم بر میگردند این هم یک طرح تبلیغی خارج از کشور است که واقعا هست. ولی این یک در یک میلیونیوم است اونی که تبلیغ خارج از کشور است: یکی مخاطبان مسلمان غیر ایرانی اعم از شیعه و سنی و از آن مهمتر وسیع‌تر بالاتر مخاطبان غیر مسلمان است که از بین ماها شاید به اندازه تعداد انگشتان دست بیشتر کسی نباشه از بین کل حوزه‌های علمیه ما که کسی این نوع تبلیغ را انجام بدهد«برای مخاطب غیر مسلمان» ما میرویم آن‌جا به شیعیان برسیم نه حالا با اهل سنت… با اهل سنت که اصلا ما می‌جنگیم تا چه برسه بریم تبلیغ بکنیم دیگه با غیر مسلمانش هیچی!

حاج شیخ مهدی کثیری از فضلای قم که ایشان عضو هیئت علمی یکی از دانشگاههای معتبر اتریشند معمم و مقید هست لباس بپوشد و قیافه خیلی آخوندی قشنگ، زبان فول، چی تدریس میکند؟ الهیات مسیحی برای کاردینال‌ها کشیش‌ها، بهش گفتم چی میگی برای این‌ها گفت: چیزی برایشان میگویم که بعد از تمام شدن ترم به عقایدشان شک کنن… گفت چقدر با من مخالفت کردند و سنگ اندازی و امتحانات سخت که من نرسم به این رتبه ولی رسیدم … الان استادتمام‌اند ما از اینها شاید پنج تا نداشته باشیم.

در مورد مرکز تبلیغ اعزام به خارجی که تاسیس کردید توضیح بدهید؟

در مرکز ما از صفر تا صد تبلیغ خارج از کشور را برنامه‌ریزی کردیم شورای سیاست گزاریش هم دکتر لکزایی هستند آقای حکیم الهی معاون جامعه المصطفی است جناب آقای مشکی که رئیس اعزام مبلغ سازمان فرهنگی‌اند علیزاده موسوی و دکتر سید محمود موسی که از مشهدند که ایشان ۱۲ سال آمریکا بود و دو سه سال هم اروپا و آفریقا و جاهای دیگر و دکتر حجازی… اینها هستند ما الان سه گروه زبان انگلیسی، دو گروه زبان عربی، دو گروه زبان چینی، یک گروه زبان پرتقالی و یک گروه کوچک هم کره‌ای و همچنین سواحلی و مالایی هم در حال راه اندازی هست.

اینها را بعد از آموزش تشکیل پرونده می‌دهیم و مصاحبه می کنیم… اینا را حمایت میکنیم برا رفتن به تبلیغ ، حالا یا تبلیغ مجازی و رسانه‌ای و یا رفتن مستقیم به خارج کشور

امسال برای محرم حدود ۳۰ نفرشان را فرستادیم خوشبختانه خیلی خوب شد مثل آفریقای جنوبی و لبنان و لهستان رفتند

بعضی از اینها مقاله علمی میدهند برای کنگره پذیرفته می‌شود ما حمایت میکنیم منتها با یک برنامه که بتوانند آنجا قبل و بعد از کنگره بتوانند یک ارتباطاتی برقرار کنند تبلیغ کنند حتما معمم برن و پول بلیطها شون هم میدیم، این مجموعه کار ماست. حالا من تو فکر بودم که اصفهان و تهران و مشهد هم ما شعبه داشته باشیم. منتها مشهد جای خوبی است نیازی نیست ما شعبه جدا بزنیم با یک تفاهم‌نامه می‌شود این کار را انجام بدیم با یک بانک اطلاعاتی.

ما کارمان ناظر به طلاب ایرانی است به لحاظ اینکه در حوزه کار جامعه المصطفی وارد نشویم.

در همان مرکزی که ایجاد کردیم چون من تجربه دارم یکی از برنامه‌های قطعی ما این است که اواخر دوره آموزشی سفر اول به صورت دسته جمعی و تمهیدی می‌روند در بار اول برنامه‌مان این است که هیچ کسی را تنها به تبلیغ نمی‌فرستیم ما گروهی به آفریقای جنوبی و برای چین اعزام کردیم که اینها بروند آن‌جا هم زبانشان تقویت بشود و اگر زمینه‌هایی هم پیش آمد آن‌جا تبلیغ کنند و سرگروه وقتی برگشت می‌گوید مثلا ۴۰ روز آن‌جا بوده فلانی و فلانی بدرد نمیخوردند ولی فلانی خیلی خوبه… تازه بعد شروع می‌کنیم که چه کسانی بروند.

مصاحبه اختصاصی رسالات با حجت الاسلام احمد زادهوش

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها