امروز: چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱
کد خبر: 10037
تاریخ انتشار: 12:00 ب.ظ - شنبه 2015/01/31
چاپ این نوشته
Share

فاطمه معصومه سلام الله علیها از جهت شخصیت فردى و کمالات روحى در بین خاندان موسوی بعد از برادرش، در والاترین رتبه جاى دارد و این در حالى است که فرزندان دختر امام کاظم حداقل هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوى مکرمه سرآمد بوده است.

به گزارش پایگاه خبری مباحث به نقل از خبرگزاری شبستان , طى سالها تحقیق، کتابها و مقاله هاى متنوعى پیرامون زندگى حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) نگارش یافته است; اما عموم این نوشته ها برگرفته ازمطالبى است که به طور صریح در متون تاریخى و انساب ثبت شده است. این نوع استفاده از منابع موجب شده تا یافته هاى نویسندگان غالبا پیرامون سه محور ثابت(زمان تولد، سفر به قم و رحلت) متمرکز شود.

به این دلیل گاه به برخى کتب پیرامون زندگى این بانوى بزرگوار برمى خوریم که از صدها صفحه تنها صفحات انگشت شمارى به بیان زندگى وى اختصاص یافته است و نویسندگان به ناچار مباحث مربوط به قم، کرامتها و … را بر مطالب خود افزوده اند.

حال آنکه به نظر مى رسد بارویکرد مجدد به موضوعات پیرامونى مى توان گستره تحقیق درباره زندگى فاطمه معصومه(سلام الله علیها) را وسیع تر کرد و دورنمایى هر چند ضعیف از شخصیت اخلاقى، تربیتى وعلمى وى فرا روى زائران این بانوى بزرگوار قرار داد.

وسعت اطلاعاتى که بتواند در ترسیم این دورنما ما را یارى کند، زمانى نمود  مى یابد که بدانیم غالب وقایع زندگى به دلیل وضوح و روز مره بودن مورد توجه قرار نگرفته و ثبت نشده اند.  از این جمله اند: آداب تولد، خواندن اذان و اقامه، مراسم نامگذارى، تعلیم و تعلم، رفت و آمد به نزد پدر و برخوردهاى روزانه، حضوردر متن حوادث روزگار، ارتباط با برادران و خواهران، آداب معاشرت، حضور در جمع زنان و محافل علمى خصوصا که خانه هاى اهل بیت همواره محل رجوع نیازمندان از هرقسم (فکرى، علمى، مالى و حتى سیاسى) بود که بر طرف کردن آن نیازها دیگر اعضاى خاندان را نیز خواسته یا ناخواسته در متن حوادث قرار مى داد. بویژه که اغلب نیازهاى طرح شده توسط زنان به وسیله بانوان پاسخ داده مى شد.

بنابراین با استفاده از روایات پیرامون عصر موسوى و رضوى مى توان از زندگى پدر، مادر، خواهران، برادرها و نقش وقایع در زندگى و افکار وى و … سخن گفت. مقاله حاضر بر این اساس و همین نوع اطلاعات به زوایاى ناگفته زندگى بانوى دو سرا مى پردازد.

بانوى برتر

فاطمه معصومه سلام الله علیها از جهت شخصیت فردى و کمالات روحى در بین فرزندان موسى بن جعفر(علیه السلام) بعد از برادرش، على بن موسى الرضا علیه السلام در والاترین رتبه جاى دارد. این در حالى است که بنا بر مستندات رجالى فرزندان دختر امام کاظم علیه السلام حداقل هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوى مکرمه سرآمد بوده است. شیخ عباس قمى آنگاه که از دختران موسى بن جعفر علیه السلام سخن مى گوید، درباره فاطمه معصومه سلام الله علیها مى نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه; فاطمه بنت امام موسى علیه السلام معروف به حضرت معصومه است».

اما شیخ محمد تقى تسترى در «قاموس الرجال » پا را فراتر مى نهد و فضیلت وى رانه تنها در بین دختران; بلکه پسران حضرت غیر از امام رضا علیه السلام بى نظیر مى داند و مى نویسد: «در میان فرزندان امام کاظم با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا علیه اسلام، کسى هم شاء ن حضرت معصومه سلام الله علیها نیست».

بى گمان این نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسى بن جعفر علیه السلام بر برداشتهایى استوار است که از متن روایات وارده از ائمه به دست آمده است; روایاتى که مقامهایى را براى فاطمه معصومه سلام الله علیها برشمرده اند مقامى که نظیر آن را براى دیگر برادران و خواهران وى ذکر نکرده اند و به این ترتیب نام فاطمه معصومه سلام الله علیها را در شمار زنان برتر جهان قرار داده اند. از این روى لزوم تحقیق و تشریح پیرامون مراحل تربیت و مقامهاى معنوى و کمالات اخلاقى در حد ممکن دو چندان مى شود.

دوران قبل از تولد (نقش مادر در شکل دهى به شخصیت فرزند)

بدیهى است تاثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمى توان انکار کرد. این ویژگى دروجود فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز بروز یافت. او از هر دو طرف (پدر و مادر) فضایلى رابه ارث برد که تنها برادرش; على بن موسى الرضا علیه السلام آنها را به صورت کامل در خودجمع کرده بود و به نظر مى رسد بتوان سر برترى شخصیت والاى فاطمه معصومه سلام الله علیها بردیگر فرزندان حضرت موسى بن جعفر علیه السلام را در همین نکته یافت که فاطمه معصومه سلام الله علیها مانند برادرش از هر دو طرف پدر و مادر پاکیزه ترین خصال و ویژگیها را به ارث برد.

البته بانوان پاکیزه دیگرى نیز که افتخار همسرى موسى بن جعفرعلیه السلام رایافتند، به فراخور حال خود قابل ستایشند; زیرا در شرایطى به خاندان امام کاظم علیه السلام پیوستند که وابستگى به این خاندان پیامدهاى احتمالى وخیمى را در پى داشت و علاوه بر فشارهاى اجتماعى و سیاسى، فقر اقتصادى عادى ترىن روش حاکمان زمان علیه امام کاظم علیه السلام و خاندان پرشمارش بود.

با این همه گویى «نجمه » ستاره زیباى بانوان موسى بن جعفر است که به سان پرفروغترین ستاره ها مى درخشد و به راستى که تمام فروغش را به دو پاکیزه گوهرش، على بن موسى الرضا علیه السلام و فاطمه معصومه سلام الله علیها منتقل کرد.

مطالعه سیره ائمه گواهى مى دهد که طهارت و پاکى مادر شرط اساسى براى گزینش مادران امامان بوده است و سعادتى که نصیب فاطمه معصومه سلام الله علیها شد این بود که مادرش، مادر على بن موسى الرضا علیه السلام نیز بود. لذا از هر نوع آلودگى در هراندازه اش به دور ماند. البته این به معناى تاثیر نداشتن تلاش و کوشش و تقواى الهى در وجود فاطمه معصومه سلام الله علیها نیست، بلکه علاوه بر همه شایستگى هاى فردى که دروجود خویش به وجود آورده بود، از این عوامل نیز به عنوان مکمل و پشتوانه ترقى و تکامل معنوى، اخلاقى و علمى سود مى برد.

به نظر مى رسد براى پى بردن به نقش نجمه خاتون در تربیت فاطمه معصومه سلام الله علیها کافى است به شیوه انتخاب همسر از سوى امامان خصوصا امیرمومنان علیه السلام توجه کنیم; که به برادرش عقیل فرمود: برایم زنى از بانوان شجاع عرب انتخاب کن که فرزندى دلیر به دنیا آورد. در جواب گفت با ام البنین کلابیه ازدواج کن که در عرب شجاعتر از پدرانش نیست.

حاصل این ازدواج تولد چهار فرزند به سان شیر در شجاعت بود که تا لحظه آخرکنار امام حسین بن على علیهما السلام ماندند و جان خویش را نثار نمودند. مادر فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز در روزگار خود بهترین زنان بود. از همین روى و براساس رویاى صادقانه اى که حمیده مادر امام کاظم علیه السلام دیده بود، نجمه را به عقد امام کاظم در آورد.

حمیده خود بارها به امام کاظم علیه السلام درباره نجمه سفارش مى کرد و مى گفت: پسرم! نجمه بانویى است که هرگز بهتر از او ندیده ام. این چنین شخصیتى قابلیت داشت، بذر آسمانى را در جان پاکش پرورش دهد.

چه گاه بذرهاى مردان صالح در مزبله هاى زنان ناشایست رشد مى یابند و دنیایى را با اعمال ننگین خویش به تباهى مى کشانند، اما جان پاک نجمه، بیست و پنج سال قبل امام رضا علیه السلام را با شرایط ویژه اى که طبیعتا مى توانست آثار خود را در تولد فاطمه سلام الله علیها نیز بر جاى گذارد، به دنیا آورده بود.

نجمه از تولد رضا علیه السلام اینگونه یاد مى کرد: وقتى به فرزندم رضا حامله شدم، سنگینى حمل را احساس نمى کردم. هر وقت مى خوابیدم، صداى تسبیح و تهلیل و تحمید از درون رحم به گوشم مى رسید. از شنیدن صدا بیمناک مى شدم، بطورى که از خواب مى پریدم، اما تا بیدار مى شدم، دیگر آن صدا را نمى شنیدم. وقتى متولد شد،دستهایش را بر زمین گذاشت، سر به سوى آسمان برداشت و لبهایش را تکان داد.

همسرم، موسى کاظم علیه السلام وقتى وارد شد فرمود: اى نجمه کرامت پروردگارت گوارایت باد. نکته جالب اینکه بعد از تولد حضرت رضا علیه السلام به نجمه خاتون لقب طاهره دادند که بى شک براى مولود بعدى یعنى معصومه سلام الله علیها مى توانست موثر باشد.

نطفه این روایت به آسمانى بودن انعقاد ائمه اشاره دارد که آسمانى بودن جایگاه پاک را نیز مى طلبد، تا در دوران قبل از تولد علاوه بر خصلتهاى کامل پدر،خصوصیات پاک مادرى را نیز به وى منتقل کند و لذا ادعاى گزافى نیست که بگوییم اگر على بن موسى الرضا علیه السلام آینه تمام نماى امام کاظم علیه السلام بود، فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز جلوه اى تام و کامل از سیماى پرفروغ مادرش نجمه است.

بعد از تولد

اعمالى که عموم بانوان اهل بیت هنگام تولد و پس از آن براى کودکانشان انجام مى دادند، برگرفته از توصیه هاى آسمانى همسرانشان بود که نمایندگان امین الهى در زمین به شمار مى رفتند. از این روى آنچه انجام مى دادند، به عنوان سیره عملى مى تواند بخشى از حیات دیگر فرزندان را که در هاله اى از بى خبرى و فراموشى قرار گرفته اند، روشن سازد. این اعمال که از لحظه تولد آغازمى گشت، بارها توسط معصومین علیهم السلام بیان شده اند اما از دوران هر یک تنها مواردى خاص نقل شده است. درباره نجمه که چگونه دو فرزندش را پرورش داد، نیز اخبارى بر جاى مانده است که البته با توجه به خفقان حاکم بدیهى است در حداقل ممکن باشد.

امابا این فرض که شخصیت، معنویت و تقواى نجمه خاتون در طول این مدت ثابت و استوار بود، مى توان اعمال و سیره وى را هنگام تولد امام رضا علیه السلام نسبت به خواهرش نیزگسترش داد. از جمله صفات پسندیده اى که نجمه همواره به آن متخلق بود، عبادت ومناجات با پروردگار است. وى آنچنان به عبادت عشق مى ورزید که حتى مهر فرزند نیز نمى توانست از عبادت بازش دارد. در آن ایام که به فرزندش شیر مى داد، روزى به بستگانش گفت: دایه اى بیابید که مرا در شیر دادن یارى کند.

زنان از این خواهش شگفت زده شدند و پرسیدند آیا شیرت کم شده است؟پاسخ شنیدندکه:لا اکذب والله ما نقص الدر ولکن على ورد من صلاتى وتسبیحى و قد نقص منذ ولدت. به خدا سوگند که دروغ نمى گویم; ولى ذکرهایى در نماز و تسبیح داشتم که از زمان تولد فرزندم از آنها کم شده است. چنین رفتارها و اعمالى مى توانست پاکیزه ترین و بهترین تاثیر را در فرزند برجاى گذارد; چه کودکى که جانش به همراه قطره قطره شیر مادر با اذکار الهى سیراب مى شود، به والاترین جایگاه معنوى دست خواهد یافت.

مقامهاى حضرت معصومه سلام الله علیها

کودکى که این چنین مراحل تکامل را پیمود، آینده اى درخشان نیز داشت. فاطمه سلام الله علیها با تکیه بر چنین پشتوانه اى توانست به مراحل عالى علم و معرفت دست یابد و به یگانه دوران خویش مبدل شود.

در این بخش تنها به یکى از مراتب کمالى که معصومه سلام الله علیها به آنها دست یافت، اشاره مى کنیم.

۱- عالمه

با گذشت ایام، فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز دوران خردسالى را پشت سر گذاشت. در این سالها محل رشد فاطمه معصومه سلام الله علیها خاندانى بود که او را با دریایى از علم و معرفت روبرو ساخت.

پدر، مادر و برادر که هنگام تولد فاطمه معصومه سلام الله علیها، جوانى ۲۵ ساله بود، هر سه دست به دست هم داده، محیط تربیتى وى را به مکانى بهشتى مبدل کردند.

خبرى در برخى کتب نقل شده است که به خوبى نشان مى دهد، فاطمه معصومه سلام الله علیها زیرنظر خانواده در کوتاهترین مدت ممکن مسیر رشد در علوم را نیز پیمود و ازکمالات روحى و معنوى بهره هاى فراوانى از پدر، مادر و برادر برد.

از این روى دردوران کودکى به راحتى مى توانست جوابگوى سوالهاى فقهى و دینى مردم باشد و همین امر که نجمه فرزندش معصومه سلام الله علیها را همانند امام رضا علیه السلام پرورش داده است و هر آنچه درباره فاطمه در روایات نیامده را مى توان با عنایت به اخبار مربوط به امام رضا علیه السلام دریافت.

یکى از این دست روایات را سید نصرالله مستنبط به نقل ازکتاب «کشف اللئالى » اینگونه ذکر مى کند: روزى گروهى از شیعیان وارد مدینه شدند تا سوالهاى خود را از امام موسى علیه السلام بپرسند.

این کار روش معمول در تمام بلاد اسلامى بود که سالیانه یا در اوقات مشخص از سال گروهى را راهى مى کردند تاسوالهاى دینى، وظایف شرعى و وجوهات را نزد امام ببرند. آن سال نیز چنین کاروانى از یکى از شهرها به مدینه آمده بود.

کاروان پس از ورود به مدینه به سوى خانه امام راه افتادند به این امید که هم سوالات خود را بپرسند و هم دیدارحضرت نصیبشان شود. هر چه نزدیکتر مى شدند، شوق دیدار افزونتر مى شد; تا اینکه جلوى در خانه حضرت رسیدند. در زدند و اجازه ورود خواستند; به آنان اطلاع دادندکه امام در مسافرت است. اندوه فراوان از اینکه نه امام را دیده اند و نه پاسخ براى سوالات خود یافته اند، رنج سفر را دوچندان کرد. هر چند دلشان نمى خواست، ولى باید خداحافظى مى کردند و این کار را هم کردند.

اسباب و اثاث خودرا جمع کرده، عزم بازگشت نمودند. هواى مدینه سوزان بود و اینک براى کاروان ناکام سوزانتر مى نمود. گویى پاهایشان از آن خودشان نبود.دخترکى شیرین زبان وخوش سیما از منزل امام سکوت سنگین کاروانیان را در هم شکست. او سوالها را ازآنان گرفت و با دقت تمام پاسخ یکایک نامه ها را نوشت و نامه ها را دوباره به آنان بازگرداند.

مردان بزرگ کاروان که شاید هفتاد سال از عمرشان را در این درگاه به مریدى گذرانده بودند، هرگز چنین صحنه اى را به یاد نداشتند، کودکى هشت یا نه ساله چگونه مى توانست جواب سوالهاى فقهى را بدهد! آنان در دل مى گفتند: جواب این سوالها اگر آسان بود، همان علماى شهر مى دادند. سوالها اینقدر پیچیده بود که ما نزد امام آوردیم.

شیعیان خسته از سفر این بار با خوشحالى خاطره اى شگفت که خستگى سفر از یادشان برده بود، از اهل بیت خداحافظى کردند و در میان نسیم لطیفى که از جانب مسجد پیامبر صل الله علیه وآله مى وزید، آن خانه را ترک کردند.خانه اى که مدتى پیامبر در آن زندگى کرده بود و هنوز خاطره حضورش براى اهل خانه و مردم مدینه زنده بود. شیعیان کم کم از مدینه خارج شدند. مردى، از فاصله دور سوارى را دید، او راشناخت او امام موسى بن جعفر علیه السلام بود. وقتى نزدیکتر رفتند سیماى امام را همه کاروانیان شناختند بى درنگ پیاده شدند و شتابان نزد ایشان رفتند.

خاطره دخترک ذهن همه را به خود مشغول کرده بود. به این جهت در لحظات اولیه برخورد با امام داستان خود را با شور و شادى تمام بازگو کردند و دستخط دخترک را هم نشان دادند. امام تا نامه را گشود، سیمایش از شادى شکفته شد. لبخند ملیحى بر لبانش نقش بست، صورتش را به سوى شیعیانش را برگرداند و با همان لبخند آسمانى سه بار فرمود: «فداها ابوها»: پدرش به فدایش. این روایت بر تسلط فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر خردسال موسى بن جعفر علیه السلام به مسائل سخت ولاینحل فقهى و دینى اشاره دارد. درباره سند روایات على اکبر مهدى پور مى نویسد: این داستان جالب و پر ارج را مرحوم «مستنبط » از کتاب «کشف اللئالى »;تالیف دانشمند نامى شیعه در قرن نهم; ابن العرندس; متوفاى حدود ۸۴۰ ه. ق نقل فرموده است. این کتاب به طبع نرسیده و نسخه خطى آن در کتابخانه شوشتریهاى نجف اشرف است که ما دسترسى به آن نداریم.

البته عوامل دیگرى در رشد شخصیت فاطمه معصومه سلام الله علیها موثر بوده است که از جمله آنها اوضاع سیاسى عصر پدر و برادر است. در دورانى که پدر به شهادت رسید و منصب ولایت به برادرش على بن موسى الرضا علیه السلام تفویض شد. اختلاف بین برادران دیگربه شدت قوت گرفت و آنان برخى با گستاخى تمام در مقابل برادر ایستادند. برادرانى که از مادران دیگر بودند. اما فاطمه معصومه سلام الله علیها در بین این کشاکشهاى تفرقه برانگیز هرگز از موضع دفاع از ولایت رضوى، عقب ننشست، بلکه از شدت علاقه به برادر، در پى آن حضرت روانه ایران شد.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها